در زمينه جغرافيا انواع گوناگونى از سفرنامهها ، كتابهاى جغرافيايى و تشريح پوسته زمين ، انواع نقشههاى جغرافيايى و كتابهاى راهنماى ستارهشناسى جغرافيايى مورد استفاده دانشمندان ، دريانوردان و جغرافىدانان غربى بوده است .
آثار جغرافيايى ستارهشناسان اسلامى بيش از كتب جغرافيايى ديگر در علوم قرون وسطاى اروپا نفوذ و تأثير مستقيم داشته است و برخى از آنها نيز به زبانهاى اروپايى ترجمه شده است .
نخستين جايى كه استادان جغرافيايى مسيحى ، جغرافياى اسلامى را آموختند ، شهر تولدو در اسپانيا بوده است و نخستين چيزى كه ياد گرفتند ، كرويت زمين بود كه بدون درك آن ، كشف قاره آمريكا امكان نداشت .
يكى از مهمترين اقدامات جغرافياى دريانوردى مسلمانان ، استفاده از قطبنما بود . با آنكه اين وسيله اختراع چينىها بود ، ولى روشن نيست كه آيا از آن در كشتيرانى استفاده مىكردهاند يا نه ؟ چون آنها هيچگاه از ساحل دور نمىشدند . ولى وضع مسلمانان متفاوت بود . هنگامى كه اروپاييان از وجود كشور چين بىخبر بودند ، مسلمانان با اين كشور روابط تجارى داشتند و گمان قوى بر آن است كه مسلمانان قطبنما را به اروپاييان معرفى كرده باشند ؛ زيرا اروپاييان پيش از سده سيزدهم ميلادى از قطبنما استفاده نمىكردند . « 1 »
از ديگر سو ، سدهها پيش از آنكه واسكودوگاما بتواند از طريق راههاى دريايى به مشرقزمين برسد ، مسلمانان اين سرزمينها را مىشناختند . وى با راهنمايى دريانوردى مسلمان به نام احمد بن ماجد توانست از دماغه اميد نيك به سواحل آسيا قدم بگذارد .
در حقيقت ، راه دريايى هند و چين پنج سده پيش از ماركوپولو ، توسط يك دريانورد مسلمان ايرانى به نام سليمان سيرافى شناخته شده بود . « 2 »
هنرهاى اسلامى
آنچه مسلم است هنرهاى اسلامى مربوط به سرزمينهايى است كه در قلمرو نفوذ گسترش
هامش
( 1 ) . ادريسى ، جغرافىدان و مورخ بزرگ اسلامى در نيمه سده دوازدهم ميلادى از قطبنما سخن گفته و كاربرد آن را در ميان مسلمانان رايج دانسته است . وى مسلمانان را عامل انتقال آن به اروپا مىداند .
( 2 ) . ميانمحمد شريف ، منابع فرهنگ اسلامى ، ج 2 ، ص 84 ؛ احمد فرامرزى ، « تاريخ جغرافى در دوره اسلامى » ، ماهنامه تقدم ، ش 9 ، ص 538 .