گراردوى كرمونايى و يوهانس هيسپا لنسيس ترجمه شد . اين كتاب هفت سده در اروپا مرجع و مورد استفاده مراكز علمى آن روز بوده است .
زرقالى اندلسى ، دانشمند قرن پنجم هجرى ، ديگر دانشمندى است كه آراى او در غرب مورد توجه قرار گرفت . كتاب مشهور او در نجوم ، به نام زيج طليطلى بسيار مورد توجه ستارهشناسان لاتينزبان بود .
پس از آنكه مسلمانان رصدخانههاى بزرگى در سراسر كشورهاى تحت حكومت خويش برپا كردند و دستاوردهاى نجومى درجه اولى بهدست آمد ، نام ستارهشناسان اسلامى در سراسر جهان پراكنده شد و از دور و نزديك براى علمآموزى به آنان مراجعه شد .
آلات نجومى متعدد اسلامى شامل انواع اصطرلابها ، كرههاى نجومى ، ساعتها و آلاتى مانند اين دست ، ازجمله دستاوردهاى ستارهشناسى اسلامى بودند كه به مغربزمين منتقل شدند و از طريق اين وسايل ، دانش ستارهشناسى غربى رو به تكامل گذاشت .
در حقيقت ، مىتوان گفت پيشرفتهاى جديد در علم ستارهشناسى بر اساس ستارهشناسى اسلامى و بهوسيله يك يهودى اهل اسپانيا كه در سال 1106 ميلادى مسيحيت را پذيرفت و به نام پدرو آلفونسو معروف شد ، آغاز گشت . از نوشتههاى او مقدار ناچيزى باقىمانده است ، اما وى تأثير فراوانى بر اخترشناسان پس از خود ، بهويژه اخترشناسان فرانسه و انگليس داشت .
رابرت گروستست كه مدتى سرپرست دانشگاه آكسفورد بود و به سازمان رياضى براى جهان ماده اعتقاد داشت ؛ محرك اصلى براى پيشرفت علمى تماس مستقيم با سنت زنده اسلامى و ترجمه آثار علمى از عربى به لاتين بود . « 1 »
جغرافياى اسلامى
مطالعه و تحقيق در مورد نفوذ تاريخى مسلمانان در جغرافياى غرب و تأثير آن در پيشرفت اين علم در اروپا كار چندان سادهاى نيست ؛ زيرا كاملًا روشن نيست كه اطلاعات جغرافيايى مسلمين تا چه اندازه متكى بر اطلاعات تحصيلى و يا مشاهدات تجربى و گشت و گذار ايشان بوده است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 161 و 162 ؛ جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 294 - 288 ؛ گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 586 .