از ديگر مفاخر اسلامى در فلسفه كه در اروپا به شهرت رسيد ، ابنرشد بود . در ايتاليا نفوذ افكار او تا سده شانزدهم ميلادى ادامه داشت و عقايد او مجادلات فراوانى را بين علماى مسيحيت برانگيخت . پيروى از فلسفه ابنرشد كه در مغربزمين اصطلاحاً آن را اروئيسم مىنامند تا پيدا شدن علوم جديد يكى از عوامل بقاى فلسفه در اروپا بود . « 1 »
آنچه مسلم است ، سهم خدمات مسلمانان به علم الاهى از نهايت اهميت برخوردار است و آنانى كه متفكران اسلامى را فاقد عقايد بكر و اساسى خواندهاند ، بىترديد آثار ابنرشد ، غزالى و . . . را نخواندهاند . كتاب مشهور توماس آكوئيناس به نام سوما نيز دليلى بر اين كوتهبينى است .
افزون بر چهار سده ، فرهنگ و تمدن اسلامى در تمام مراكز فرهنگى اروپا نفوذ و برترى داشت و هنگامى كه برترى انديشههاى اسلامى در اروپا پايان يافت ، ارتباط فرهنگى مشرق و مغرب نيز ادامه داشت ؛ بهگونهاى كه در سده سيزدهم ميلادى به اوج خود رسيد و چنانچه آثار باقىمانده از آن دوران را بررسى كنيم ، خواهيم يافت كه نفوذ اسلام پيوسته ادامه داشته و بسيار گسترده تر از آن بوده است كه امروزه از آن ياد مىشود .
رياضيات اسلامى
تأثير رياضىدانان اسلامى در تكامل رياضيات در غرب بسيار دامنهدار بوده است . اروپاييان از طريق مسلمانان با شيوه عددنويسى دهدهى و نيز شكل اعداد هندى كه اكنون نيز از آن استفاده مىشود ، آشنا شدند . اين تأثير بهويژه از طريق ترجمه كتاب المختصر فى الجبر و المقابله صورت گرفت . اين كتاب بارها به زبان لاتين و با نام ليبرالگوريسمى ، يعنى كتاب خوارزمى ترجمه شد . از همين ترجمه كتاب خوارزمى به لاتين است كه كلمه
algorism
بهمعناى حساب و روش محاسبه از آن گرفته شد . اين كتاب در قرون وسطى نزد اروپاييان شهرتى بسزا داشت و تا سده شانزدهم و در زمان فرانسوا ويت ، رياضىدان فرانسوى ، مبناى مطالعات رياضىدانان اروپايى بود .
هامش
( 1 ) . همان .