تمدن فعلى جهان برايندى از كوششهاى ملل جهان در طول تاريخ است . با وجود آنكه تمدن معاصر ويژگىهاى كاملًا متفاوتى با تمدنهاى ديگر ملل دارد ، اما در حقيقت تركيبى از تمدنهاى پيشين است كه مسلماً سهم تمدن اسلامى در پيدايش اين تمدن جديد و توسعه آن كمتر از سهم ديگر تمدنها نيست .
به نظر مىرسد كه تركيب تمدنهاى گوناگون و تبادل فكرى بين ملل در پيدايش و گسترش اين تمدن تأثير فراوانى داشته و اسلام نيز در فراهم كردن مقدمات اين تركيب ، نقشى مؤثر و كليدى داشته است .
آنچه در اين فصل مورد توجه است ، نقش اسلام در تركيب تمدنها و چگونگى فراهم شدن زمينه و مقدمات اين تبادل فكر ، فرهنگ و علوم بين تمدنهاى گوناگون و آماده كردن زمينه انتقال آن به غرب است .
انتقال علم و تمدن از قلمرو اسلامى به غرب از سه راه انجام پذيرفت :
1 . آميزش مسيحيان با مسلمانان در اسپانيا ، ايتاليا و سيسيل و در جنگهاى صليبى و آشنايى با فرهنگ و تمدن اسلامى در نقاط مختلف جهان اسلام ؛
2 . ترجمه كتابهاى عربى به زبانهاى اروپايى از سده پنجم تا هفتم هجرى ؛
3 . تدريس و استفاده از كتب عربى كه دانشمندان مسلمان آنها را در مراكز علمى نوشته يا ترجمه كرده بودند .
يكى از مهمترين پايگاههاى آشنايى غرب با فرهنگ و تمدن اسلامى ، اسپانيا بود . نفوذ افكار اسلامى در مسيحيان اسپانيا را مىتوان از تأثيرپذيرى رهبران مسيحى از انديشههاى
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٣