( اصول اربعمائه ) تأليف كردهاند . از سده چهارم هجرى علماى شيعه با نگارش و تدوين چهار كتاب مهم حديث ، گام بسيار ارزندهاى در تكامل اين دانش برداشتند . بر اين اساس ، محمد بن يعقوب كلينى ( م . 329 ق ) الكافى را نگاشت . محمد بن على بن بابويه قمى ، معروف به شيخ صدوق ، من لا يحضره الفقيه را تأليف كرد و در سده پنجم محمد بن حسن طوسى ( م . 460 ق ) كتابهاى تهذيب و استبصار را به نگارش درآورد .
از سده ششم تا يازدهم هجرى ، علم حديث تقريباً دوره ركود را طى كرد . به همين دليل در اين فاصله آثار زيادى به چشم نمىخورد . اما با ظهور صفويه دوباره توجه به اين دانش افزايش يافت . در اين دوره ، ملامحسن فيض كاشانى الوافى و محمد بن حسن حرعاملى وسائل الشيعه و علامه مجلسى بحارالانوار را پديد آوردند .
در سده چهاردهم نيز سيد حسين طباطبايى بروجردى كتاب ارجمند جامع احاديث الشيعه فى احكام الشريعه را تأليف كرد .
طى سدههاى دوم تا چهاردهم هجرى دانشمندان اهلسنت نيز آثارى را در زمينه علم حديث نوشتند كه مشهورترين آنها كه در سده سوم هجرى تأليف شده است به نامهاى صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، سنن ابنماجه ، سنن ابوداود ، سنن نسائى و جامع ترمذى ( صحاح ستّه ) مىباشند . شدند . در شمار ديگر آثار حديثى اهلسنت بايد از جامع الاساتيد نوشته ابوالفرج بن جوزى ( م . 597 ق ) و كتاب المُنتقى فى اخبار مصطفى از ابنتيميه ( م . 652 ق ) نيز ياد كرد . « 1 »
4 . فقه
يك . فقه شيعه
نظام فقهى شيعه از آغاز تاكنون نه دوره گوناگون را پشتسر گذاشته است كه به اختصار به ذكر سه دوره از اين دورهها پرداخته مىشود :
1 . دوره حضور ائمه ( عليهم السلام ) ( دوره اول )
در اين دوره مرجع اصلى احكام شرعى و فقه و اجتهاد ، امامان ( عليهم السلام ) بودند . با اين حال ، يكى از
هامش
( 1 ) . كاظم مديرشانهچى ، علم الحديث ، ص 68 و 70 ؛ نيز بنگريد به : قيس آلقيس ، الايرانيون و الادب العربى ، ج 2 .