6 . جغرافيا
مسلمانان در زمينه دانش جغرافيا نيز مانند ديگر رشتهها ، همچون رياضى ، پزشكى و نجوم ، در ابتدا به ميراث تمدنهاى پيشين بهويژه يونان ، ايران و هند تكيه كردند . آنان با مطالعه و ترجمه آثار آنها توانستند اين دانش را نيز گسترش دهند . فتح ايران ، مصر و سند اين فرصت را به مسلمانان داد كه از موفقيتهاى علمى و فرهنگى مردمان اين سه مهد تمدن ، اطلاعات دست اولى كسب كنند .
جغرافياى علمى در تمدن اسلامى ، در دوران خلافت منصور عباسى آغاز و در دوران خلافت مأمون ، تشويق شد . در عصر خلافت مأمون جغرافيا بسيار پيشرفت كرد : اندازهگيرى يك درجه از قوس كُره زمين ، تهيه جداول نجومى و نقشههاى مختلف جغرافيايى ، ازجمله پيشرفتهاى مسلمين بهشمار مىآيند .
سده سوم هجرى را مىتوان دوران نوآورى و پيشرفت دانش جغرافيا در تمدن اسلامى دانست ؛ نمونههاى گوناگون جغرافياى وصفى در اين سده بهوجود آمد و در اواخر همين سده نيز آثار جغرافيايى چندى تأليف شد و سفرنامههاى گوناگونى به نگارش درآمد .
در سده چهارم هجرى با پيدايش مكتبهاى جغرافياى اسلامى نوشتههاى جغرافيايى به اوج خود رسيد . « 1 »
علوم اسلامى
1 . قرائت
علم قرائت از كهنترين علوم اسلامى است ؛ چراكه پايهگذار قرائت قرآن پيامبر اكرم ( ص ) است . پس از على بن ابىطالب ( ع ) ، عبدالله بن مسعود و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) ، نخستين كسى كه قرآن را با الحان متداول در سده اول قرائت كرد ، شخصى به نام عبيدالله بن ابىبكره ثقفى بود .
از آنجا كه روايت صحابه از پيامبر ( ص ) درباره برخى از الفاظ قرآن كريم و كيفيت حروف و اداى آنها ، به طرق مختلف صورت گرفته اين امر سبب اختلاف قرائت شده است و چون اين
هامش
( 1 ) . حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ج 2 ، ص 88 ؛ فرانتس تشنر و مقبول احمد ، تاريخچه جغرافيا در تمدن اسلامى ، ص 12 .