مسلمانان تا چه حد از نوشتههاى بقراط ، جالينوس ، افلاطون ، فيثاغورس و ارسطو بهره گرفتند .
بيشتر علوم عقلى به شكل غيرمستقيم و با ترجمه آنها به زبانهاى سريانى و لاتينى مأخوذ از يونانى ، بهدست مسلمانان رسيد . بخش ديگر اين علوم نيز از اسكندريه ( در مصر ) و مركز علمى آنجا ، يعنى مدرسه اسكندريه ، به مسلمانان رسيد . « 1 »
اين نكته نيز مهم است كه اولين برخورد و آشنايى در اين زمينه نه از راه ترجمه اين آثار ، بلكه از طريق پزشكان انجام گرفت ؛ پزشكانى كه در زمان فتوح در سرزمينهاى يونانى مىزيستند و بعد از آن بهسوى پايتخت مسلمانان سرازير شدند .
در حوزه علوم طبيعى ، داروشناسى يكى از مهمترين دانشها بود كه از طريق يونان به دنياى اسلام رسيد .
دو . علوم هندى : بخشى از علوم نيز از هند به جهان اسلام راه يافت . در اوايل دوره عباسى ، اين ارتباط علمى برقرار شد و ترجمههايى از متون هندى در پزشكى و نجوم و جز آن صورت گرفت . در سال 154 هجرى چند دانشمند هندى ، كه در ميان آنها اخترشناسى برجسته نيز حضور داشت ، نزد منصور خليفه عباسى آمدند . منصور از اين اخترشناس خواست مختصرى از اين علوم را به دانشمندان دربارش آموزش دهد . به اين طريق ، دانستههاى هندى بهصورت وسيعى وارد حوزه علوم اسلامى گرديد .
سه . علوم ايرانى : از ديگر مراكز علمى كه علوم گوناگونى وارد قلمرو تمدن اسلام شد ، ايران بهويژه شهر گُندىشاپور ( ميان شوشتر و دزفول ) بود . در گندىشاپور ، از زمان حكومت خسرو انوشيروان ، مدرسه و بيمارستانى ساخته شده بود و در آنجا پزشكان و دانشمندان متعددى از كشورهاى مختلف بهكار اشتغال داشتند . « 2 » پس از فتح ايران بهدست مسلمانان ، انتظار ترجمه از فارسى به عربى امرى طبيعى بود . بهطور مشخص در عصر خلافت عباسى ، كتبى از پهلوى به
هامش
( 1 ) . حسن تقىزاده ، تاريخ علوم در اسلام ، ص 30 و 31 .
( 2 ) . يكى از دلايل رشد گُندىشاپور ورود نسطوريان به اين شهر است . هنگامى كه نسطوريان رانده شده از مدرسه ادسا به سوى ايران آمدند و در شهر گندىشاپور اقامت گزيدند ، ترجمههاى سريانى كتب يونانى را با خود آوردند ؛ برخى از حكماى اشراقى يونانى نيز كه از آتن تبعيد شده بودند به آموزش فلسفه پرداختند و به دستور انوشيروان بعضى از كتابهاى افلاطون و ارسطو را به پهلوى ترجمه كردند .