عربى ترجمه شد . يكى از اين كتابها زيج شهريار است كه ابوسهل بن نوبخت آن را از پهلوى به عربى ترجمه كرد . اين كتاب بعدها به يكى از مهمترين منابع تكميل دانش نجوم اسلامى تبديل شد .
3 . نهضت ترجمه
پس از فروكش نمودن فتوحات و ثبات قلمرو حكومت اسلامى و فراغت نسبى مسلمانان از تدوين علوم اسلامى ، بر اثر سياستهاى تشويقى برخى از خلفاى عباسى ، با استفاده از امكانات و ثروتهاى كلان بيتالمال ، توجه جامعه مسلمانان رفته رفته بهسوى علوم و صنايعى جلب شد كه عمدتاً در اختيار تمدنهاى غيرمسلمان قرار داشت . منبع اصلى اين توجه ، آيات قرآن و احاديث بسيارى بود كه مؤمنان را به كسب علم و فن ترغيب مىنمود .
آنچه بيش از همه در فراهم آوردن شرايط اين حركت اهميت داشت ، فتوح مسلمانان بهويژه استيلاى آنان بر سراسر قلمرو ساسانيان و بخشهايى از امپراتورى روم شرقى بود . اين سرزمينها هر يك فرهنگ و تمدنى ديرپا داشتند ، افزون بر آنكه ، در هزاره قبل از اين ، با لشكركشى اسكندر مقدونى ، كم و بيش يونانىمآبى نيز در ميانشان رسوخ كرده بود . در مدتى كوتاه ، اشتياق و فعاليت حكام ، انديشمندان و دوستداران دانش در جهان اسلام چنان بالا گرفت كه بعدها آن دوره را « عصر نهضت ترجمه » نام نهادند .
اين نهضت ، اگرچه در عصر بنىاميه آغاز شد ، تأثير اصلى خود را در عصر بنىعباس برجاى گذاشت . بيشتر مطالب ترجمه شده در عهد بنىاميه ، اسناد ادارى ، ديوانى ، سياسى و بازرگانى بود كه به اقتضا و ضرورتِ ارتباط بين حكام جديد و اتباع غيرعربزبان ، ترجمه شد نهضت ترجمه آگاهانهاى كه آثار تاريخى ، اجتماعى و فرهنگى عميق و دامنهدارى از خود برجاى گذاشت با ظهور نخستين خلفاى عباسى آغاز شد . اين نهضت علمى بيش از دو سده تداوم يافت .
البته افول نهضت ترجمه بهمعناى كاهش علاقه به علوم ترجمه شده يا كم شدن شمار دانشمندان مسلط به ترجمه از زبان يونانى نبود ، بلكه سبب اصلى خاموشى نهضت ترجمه را فقط مىتوان عدم ارائه مطالب تازه دانست . در بيشتر رشتههاى علمى ، متون اصلى از مدتى