تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
قرار گيرد . به عكس در فرهنگ بيمار كه ارزش‌ها و هنجارها معناى درونى خود را از دست داده‌اند و فرد بدون باور به آنها ، آنها را همچون نقاب‌هايى در رفتار و رابطه اجتماعى به‌كار مىگيرد ، نظام اجتماعى نه تنها نمىتواند نيروهاى اجتماعى را در جهتى خاص بسيج كند بلكه همه نيروها براى يكديگر به‌صورت عامل فرساينده در مىآيند . نكته مهم ديگر ، پديده بحران و آشفتگى يك فرهنگ است و آن هنگامى است كه تناسب تركيب سازه‌هاى يك فرهنگ - كه رمز اصلى ماندگارى و كاركردِ درست آن است - با ورود سازه‌هاى ذهنى و يا مادى ناهمگون ، به هم مىريزد . پديده‌اى كه در جهان امروز شاهد آن هستيم ؛ ورود ارزش‌ها و جهان‌بينى و وسايل مادى و تكنيك‌هاى جهان مدرن به فضاى زندگىها و فرهنگ‌هاى سنتى ، آنها را با بحران درونى روبه‌رو كرده است . « 1 » مطالعات انسان‌شناسى در سده نوزدهم بر روى قوم‌ها و فرهنگ‌هاى ابتدايى و نيز حوزه‌هاى تمدنى و فرهنگى كهن در آسيا ، آفريقا و اروپا ، دو مفهوم فرهنگ و تمدن را در كنار هم نشانده كه بسيار در هم آميخته‌اند و گاهى هم معنا به‌كار مىروند . البته تاريخ‌شناسان و فرهنگ‌شناسان كوشيده‌اند كه اين دو مفهوم را از يكديگر جدا كنند . از اين نظر ، تمدن هر چه بيشتر جنبه‌هاى مادى ساخته‌هاى انسانى را به خود گرفته است مانند معمارى ، شهرسازى ، فن‌آورى و فرهنگ بيشتر جنبه‌هاى معنوى زندگانى جمعى انسانى را مانند آيين‌ها ، آداب ، زبان ، دين و دانش . از ديدگاهى ديگر ، تمدن به نظام‌هاى بزرگ سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و فرهنگى اشاره دارد كه از نظر جغرافيايى واحد كلانى را در يك قلمرو پهناور ، معمولًا يك امپراتورى در بر مىگيرد و برخوردار از فرهنگ گسترده و پرورده نوشتارى مىباشد . اما فرهنگ به تنهايى مىتواند از آنِ مردمى باشد كه در يك قبيله به‌صورت « ابتدايى » زندگى مىكنند . « 2 »

عوامل مؤثر در زايش و اعتلاى تمدن‌ها

عوامل متعددى در زايش و اعتلاى تمدن‌ها نقش دارند . يكى از اين عوامل « امنيت و
هامش
( 1 ) . بنگريد به : داريوش آشورى ، تعريف‌ها و مفهوم فرهنگ ، ص 123 - 114 . ( 2 ) . بنگريد به : همان ، ص 128 ؛ ساموئل هانتينگتون ، نظريه برخورد تمدن‌ها ، ص 407 ؛ هنرى لوكاس ، تاريخ تمدن : از كهن‌ترين روزگار تا سده ما ، ج 1 ، ص 16 و 17 .