تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

تعريف فرهنگ و تمدن

براى بحث و بررسى فرهنگ و تمدن اسلامى ، لازم است مفاهيم مهم اين موضوع همچون « فرهنگ » و « تمدن » تعريف شود و نسبت اين دو دانسته گردد . معناى امروزين فرهنگ - كه در علوم انسانى مدرن شكل گرفته - دلالت بر اين دارد كه فرهنگ ، به اصطلاح منطقى قديم ، « فصل جداگرِ » انسان از حيوان است . بىگمان ، انسان از آغاز تاريخ تمدن با جدا شدن از طبيعت و چيره شدن بر آن از راه كشاورزى و دامپرورى و بنا كردن روستاها و شهرها ، بر جدايى خود از عالم حيوانى آگاه شده و از همان دوران براى خود جايگاهى برتر در هستى ، شناخته است . فرهنگ را از جهتى به « فرهنگ مادى » و « فرهنگ معنوى » بخش‌بندى كرده‌اند . فرهنگ مادى را شامل همه وسايل و ابزارهاى مادى و آنچه به‌دست بشر از ماده طبيعى ساخته مىشود و شيوه‌ها و فرايندهاى ساخت‌وساز آنها مىدانند و فرهنگ معنوى را شامل ارزش‌ها ، ديده‌ها و باورها ، انديشه‌ها و فن‌ها ، يعنى آداب و سنت‌ها ، علوم و فلسفه ، ادبيات و هنر و همه فراورده‌هاى ذهنى انسان . فرهنگ از آنجا كه بر پايه زندگى رشد مىكند و از درون زندگانى جمعى موجودى به نام انسان سر برمىآورد ، خود موجودى است زنده‌وار كه زايش ، زندگى و مرگ دارد . ماجراى پيدايش فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و سرانجام‌شان در شاخه‌اى از فلسفه به نام « فلسفه تاريخ » بررسى مىشود . بر اساس اين ديدگاه كه پايه آن بر مشاهده داده‌هاى تاريخى از جامعه‌هاى گوناگون و بررسى آنها است ، فرهنگ‌ها را از نظر طول زمان زندگىشان مىتوان به جوان و پير بخش‌بندى كرد و از نظر توان زندگى به سالم و ناسالم . فرهنگ سالم فرهنگى است مملو از ارزش‌ها و هنجارهاى رفتارى و انديشه‌اى كه مردم با پذيرشِ درونى از آن پيروى مىكنند و در نتيجه ، زندگى اجتماعى با هماهنگى به پيش مىرود و فرد با پيروى از ارزش‌ها و هنجارهاى اجتماعى ، در خود احساس خرسندى مىكند . هماهنگى از درون و پذيرش باطنى ارزش‌هاى يك نظام در همه مراتب اجتماعى است كه جامعه‌اى بهنجار و كارآمد مىسازد كه به‌سوى هدفِ خود در حركت است . چنين جامعه‌اى مىتواند پايه‌گذار يك فرهنگ يا تمدن جهانى باشد و در سرآغاز يك مرحله بزرگ تاريخى