بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى
از حدود سال 610 ميلادى ، دين اسلام با دعوت پيامبر اسلام ( ص ) در مكه پاى به عرصه وجود نهاد . اساس تاريخى - مفهومى دين اسلام را از اين زمان مىتوان به دو مرحله تقسيم كرد : مرحله دعوت و مرحله هجرت پيامبر ( ص ) به يثرب و تشكيل حكومت اسلامى .
پس از تشكيل حكومت اسلامى ، دين اسلام وارد دوره گسترش خود شد . همجوارى اسلام با تمدنهاى آن روز ، يعنى ايران ، روم و مصر زمينه ارتباط با اين حوزههاى تمدنى را فراهم آورد . پيامبر اسلام ( ص ) پس از صلح حديبيه ، كه باعث تثبيت حاكميت اسلام در شبهجزيره شد ، با ارسال نامه به سران كشورهاى همسايه ، امكان ارتباط مسلمانان با آنها را فراهم ساخت . اين وضع پس از پيامبر ، در زمان خلفاى راشدين ، بهگونهاى ديگر رقم خورد . در عهد اموى و عهد عباسى اين كار ادامه پيدا كرد و در اواسط عهد عباسى گستره اسلام در سه قاره آسيا ، آفريقا و اروپا امتداد يافت . در اين دوره ، از نظر گستره جغرافيايى ، اين دين از شرق تا مرز چين امروزى ، از غرب تا مراكش كنونى در غرب آفريقا يعنى منتهىاليه غربى مسكونى آن زمان ، از شمال تمامى منطقه ماوراءالنهر و جنوب سيبرى ، بخش وسيعى از آسياى صغير ، تمام ساحل شرقى مديترانه و كوههاى پيرنه - حدفاصل اسپانيا و فرانسه - و از جنوب نيز مجمعالجزاير آسياى جنوب شرقى ، جنوب شبهجزيره جفنا در سريلانكا و جنوب صحراى آفريقا را شامل مىشد .
با انتشار اسلام در اين گستره عظيم كه دربرگيرنده اقوام و زبانهاى گوناگون بود ، الفت و وحدت در ميان مردمى حاكم شد كه تا پيش از ظهور اسلام ، محدوده جغرافيايى زندگى آنان