صحنه نبردها و جدالهاى بىحاصل بود . « 1 » دين اسلام زمينه تضارب آرا و افكار بين تمدن اسلامى و فرهنگ و تمدنهاى پيشين را فراهم ساخت . در مرحله بعد ، « علوم اسلامى » بر محور قرآن مجيد و با استفاده بهينه از علوم و معارفى كه در اين سرزمينها پيش از ورود اسلام وجود داشت ، پديد آمد . اين پديده از اواخر سده دوم هجرى آغاز شد و اوج آن سده چهارم بود . « ادب » از سده چهارم شكوفا شد و در سدههاى پنجم تا هفتم هجرى به اوج خود رسيد . « عرفان » چه در شاخه عملى و چه در شاخه نظرى ، طى سدههاى چهارم تا ششم هجرى ، دوره شكوفايى خود را گذرانيد و تا سده نهم ادامه يافت . هنر نيز از سدههاى پنجم و ششم رونق گرفت و تا سدههاى دهم و يازدهم دوره اوج خود را پشتسر گذاشت . « 2 »
از اواخر سده دهم و اوايل سده يازدهم ، تمدن اسلامى از اوج و اعتلاى خود فاصله گرفت و رو به افول گذاشت . اين انحطاط بر اساس عواملى كه به عوامل بيرونى و درونى دستهبندى مىشوند ، صورت گرفت . به نظر بسيارى ، اين انحطاط مىتوانست اسباب نابودى بنيادهاى تمدن اسلامى و سرانجام كمرنگ شدن دين در جوامع اسلامى باشد ؛ اما با رويداد « بيدارى اسلامى » معلوم شد كه دوران انحطاط تنها دوره فترت در مسير تمدنسازى دين اسلام بوده است .
بيدارى اسلامى كه نتيجه سرخوردگى متفكران مسلمان از انديشههاى نوگرايانه اروپا بود ، با انديشههاى سيد جمالالدين اسدآبادى ، شيخ محمد عبده ، عبدالرحمان كواكبى و بسيارى ديگر ، و بر پايه « دعوت اسلامى » شكل گرفت . با دعوت دوباره به حفظ و پاسدارى از ارزشهاى اسلامى و مفاهيم قرآنى ، بار ديگر عصر دعوت آغاز شد . از اين دوره به بعد ، ما شاهد برپايى چندين نهضت حكومت اسلامى بودهايم كه هدف آنها نيل به كمال مطلق ، يعنى همان كمال مطلق عهد پيامبر اكرم ( ص ) در مدينه ، بوده است . اين نهضتها سرانجام در كنار عوامل ديگر ، زمينهساز تشكيل حكومت اسلامى در ايران به رهبرى امام خمينى ( قدس سره ) گرديد . اين نهضت فقط به كشور مسلمان ايران محدود نشد بلكه امروزه در ديگر كشورهاى مسلمان ، شاهد ظهور اسلامگرايانى هستيم كه درپى احياى ارزشهاى اسلامى و اجراى شريعت محمدى هستند .
هامش
( 1 ) . براى آگاهى در اين زمينه بنگريد به : دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، « اسلام » ، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 8 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 150 - 100 و 559 - 551 .