تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ابوريحان بيرونى ( 440 - 362 ق ) دانشمند بزرگ ايرانى . نسخه استثنايى اين كتاب در تركيه نگهدارى مىشود . مقدمه آن با ترجمه آلمانى از مايرهوف در برلين ، در 1932 به چاپ رسيده است . ابوبكر بن على بن عثمان كاسانى اين كتاب را در قرن هفتم به نام سلطان دهلى ، ابوالفتح ايلْتُتمِش ، ترجمه كرد . نسخ خطى اين ترجمه در دست است . اين كتاب به زبان‌هاى آلمانى و روسى نيز ترجمه شده است . طب داراشكوهى : كتابى است فارسى از نورالدين محمدعبدالله عين الملك شيرازى ، طبيب حاذق دربار اكبرشاه . مؤلف ، اين كتاب را ، كه مجموعه‌اى دائرةالمعارف مانند در طب است ، در سال 1056 هجرى به نام محمد داراشكوه ، پسر شاه جهان تأليف كرد . اين كتاب شامل يك مفتاح ، 42 مقاله ، 10 گفتار در چند سره است و در پايان آن قرابادين آمده است . نسخه‌هاى خطى بسيارى از اين كتاب به‌جا مانده است . طبقات الاطباء : كتابى است عربى از ابن‌جلجل ، پزشك و گياه‌شناس مشهور ايرانى سده چهارم هجرى . اين كتاب دربردارنده شرح و طبقه بندى 57 تن از پزشكان و فيلسوفان از قرن‌هاى گذشته تا روزگار معاصر ابن‌جلجل است . پنج طبقه نخست به روميان و يونانيان تعلق دارد . طبقه ششم به علماى صدر اسلام ، طبقه هفتم در ذكر پزشكان و فيلسوفان جهان اسلام ، طبقه هشتم درباره علماى غرب جهان اسلام و طبقه نهم درباره علماى اندلس است . ابن‌جلجل اين كتاب را به درخواست يكى از بزرگان اندلس ، در سال 277 هجرى به اتمام رسانيد . اين كتاب در 1955 ، به كوشش فؤاد سيد در قاهره به چاپ رسيد . همچنين ترجمه آن به كوشش محمد كاظم امام ، در 1349 در تهران منتشر شد . عشرة مقالات فى العين : كتابى است عربى از حنين بن اسحاق عبادى ( م . 260 ق ) ، طبيب و مترجم بغدادى . اين كتاب شامل ده مقاله درباره چشم به اين ترتيب است : ساختار چشم و تركيب آن ، دماغ و منافع آن ، بينايى ، مطالب ضرورى براى معالجات پزشكى ، علل امراض چشم ، نشانه‌هاى امراض چشم ، مجموعه نيروهاى دارويى انفرادى ، دواهاى چشم و انواع آن و نحوه استفاده آن ، معاينه امراض چشم ، و دواهاى تركيبى ذكرشده در مقاله نُهم ، آن چنان كه پيشينيان ذكر كرده‌اند . اين كتاب به كوشش مايرهوف در قاهره در 1928 ميلادى با ترجمه انگليسى منتشر شده است .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 176 | جمعى از نويسندگان