تا كبد و جزء دوم از كبد تا پاها . نسخههاى متعددى از آن در سن پطرزبورگ ، استانبول ، برلين و كتابخانه ملى ملك تهران نگهدارى مىشود .
المائه فى الطب ( صد باب ابوسهل ) : كتابى است عربى در طب از ابوسهل مسيحى ( پس از 400 ق ) طبيب نامى معاصر ابنسينا . اين كتاب دربردارنده همه ابواب طب است . نظامى عروضى سمرقندى در چهار مقاله ، در مقاله چهارم در باب طب و هدايت طبيب مىگويد : « پس از كتب بسائط يكى به دست آرد چون ستة عشر جالينوس يا حاوى محمد زكريا يا كامل الصناعه يا صد باب بوسهل مسيحى يا قانون بوعلى سينا يا ذخيرة خوارزمشاهى و به وقت فراغت مطالعه همى كند . . . » . نسخههاى بسيارى از اين كتاب بهجا مانده است .
عيون الابناء فى طبقات الاطباء : كتابى است عربى از ابن ابىاصيبعه ، در شرح حال اطبا ، كارها و تأليفات آنها ، دربردارنده پانزده باب كه باب آخر آن در شرح حال اطباى شام است . دو نگارش از اين كتاب بهجاى مانده است كه يكى از آنها در زمان حيات مؤلف و ديگرى پس از وفات او تهيه شده است . در اين كتاب شرح حال بيش از چهارصد طبيب آمده است . اين كتاب را نخستينبار آگوست مولر آلمانى در سال 1882 ميلادى به چاپ رسانده است .
مخزن الادويه : كتابى است به فارسى در بيان ادويه مفرد و مركب ، از محمدحسين ، فرزند هادى عقيلى علوى خراسانى شيرازى ، از اطباى معروف قرن دوازدهم هجرى . مؤلف اين كتاب را در سال 1185 هجرى تأليف كرد . وى در تهيه اين كتاب علاوه بر تجربيات خانوادگى و شخصى از قانون در طب ابوعلى سينا ، جامع ابنبيطار ، جامع بغدادى ، تذكرة انطاكى ، ترجمه صيدنه ابوريحان ، اختيارات بديعى و تحفه حكيم مؤمن استفاده كرده است . اين كتاب يك مقدمه در كليات ، چهارده فصل و سپس دو مقاله دارد . اولين مقاله ادويه مفرده كه آن را تذكره هم مىنامند ، به ترتيب حروف الفباست و هر حرف در يك باب گنجانده شده است . مقاله دوم درباره ادويه مركب است كه به آن قرابادين مىگويند و پس از آن خاتمه است . اين كتاب چندينبار به چاپ رسيده و نسخههاى بسيارى از آن بهجا مانده است .
مطرح الانظار فى تراجم اطباء الاعصار : كتابى است به فارسى از فيلسوف الدوله ركن الحكماء امين الاطباء عبدالحسين ، فرزند محمدحسين زنوزى تبريزى ، پزشك ايرانى قرن سيزدهم هجرى . اين كتاب به ترتيب الفبايى فرهنگ نامه زندگى پزشكان را در سه جلد گردآورده
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٧٩