عبداللطيف بغدادى ، دانش آموخت . پس از اتمام تحصيلاتش در دمشق ، به زادگاه خود بازگشت و در آنجا به قضاوت مشغول شد . مدتى پس از آن دوباره به قاهره رفت و تا پايان عمر در آنجا اقامت كرد . از وى كتابهاى فراوانى به جاى مانده كه مهمترين آنها در طب أزهار الافكار است .
مُهذَّبالدين دَخوار : ابو محمد عبدالرحيم بن على بن حامد دمشقى ، پزشك و رئيس بيمارستان دمشق ، در 564 هجرى در دمشق متولد شد و همانجا به تحصيل پرداخت . پدرش على بن حامد و برادرش حامد بن على چشم پزشك بودند . مهذبالدين نزد شيخ رضىالدين رجبى و موفقالدين بن مطران به تحصيل طب پرداخت و همچنين قسمتهايى از قانون را نزد فخرالدين ماردينى آموخت . پس از مدتى كه از سرآمدان روزگار خود در طبابت شد و به رياست اطباى مصر و شام درآمد و رياست بيمارستان دمشق را نيز برعهده گرفت . برخى از بزرگان طب ، مانند ابن ابىاصيبعه ، از شاگردان وى بودند . او در 15 صفر 268 درگذشت .
محمد دُنيسرى : فرزند عباس فرزند احمد ربعى ( 686 - 606 ق ) اديب و پزشك ، كه مدتى در شام و مصر زيست و به طبابت مشغول بود و در دمشق درگذشت . از آثارش مىتوان مقاله المرشده فى درج الادويه المفرده ، نظم ترياق فاروقى و نظم مقدمه بقراط را نام برد .
محمد بن زكريا رازى : معروف به جالينوس دوم ( 313 - 251 ق ) دانشمند ، فيزيكدان ، عالم كيميا ( شيمى ) ، طبيب و فيلسوف ايرانى . در رى به دنيا آمد و در همين شهر رياضيات ، نجوم ، فلسفه و ادب آموخت . گويا در جوانى به تحصيل كيميا مشغول شد و بعد به سبب آسيبى كه به چشمش وارد آمد ، به تحصيل طب پرداخت . او در خدمت ابوصالح منصور بن اسحاق سامانى ، حاكم رى ، رياست بيمارستان را برعهده گرفت و بعدها نيز در بغداد رئيس بيمارستان شد . در اواخر عمر بر اثر فزونى مطالعه و نگارش و كار با مواد شيميايى نابينا شد و سرانجام در رى درگذشت . برخى شمار تأليفات او را 198 و عدهاى 237 اثر دانستهاند . مهمترين اثرش در طب الحاوى است كه از قرن چهارم به بعد مهمترين كتاب طبى شمرده مىشد . از ديگر آثار طبى وى الطب المنصورى است كه به نام منصور بن اسحاق سامانى نوشته شده است . من لا يحضر الطبيب يا طب الفقرا ، دفع مضارالاغذيه و المدخل الصغيره از ديگر آثار اوست .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٦٤