بود و بختيشوع پسر جورجيس نيز همين وظيفه را برعهده داشت . نفوذ ايشان در دربار ، نام و مفهوم « بيمارستان » را در جهان اسلام شهرت بخشيد . منصور عباسى درپى بيمارى در 148 هجرى جورجيس را كه يكى از بهترين پزشكان زمان بود ، به حضور طلبيد . وى كار رياست بيمارستان را به پسرش سپرد و بيمارى منصور را درمان كرد . منصور او را به رياست پزشكان بغداد برگزيد و از او خواست به معالجه زنان حرم نيز بپردازد . وى در 152 هجرى بيمار شد و پس از كسب موافقت خليفه به زادگاه خود بازگشت .
بهاءالدوله رازى : پزشك نامور ايرانى در قرن نهم و دهم هجرى كه در برخى از منابع نام او را محمدحسين نوربخش ، فرزند مير قوامالدين شاه قاسم نوشتهاند . بهاءالدوله از پدرش كه گويا در پزشكى و داروسازى نيز مهارت داشته با لقب حضرت ياد كرده است . همچنين يكى از برادرانش ، شاه شمسالدين ، نيز پزشك بوده است . از تاريخ ولادت و درگذشت بهاءالدوله اطلاع دقيقى در دست نيست . وى كتاب مشهورى به نام خلاصه التجارب فى الطب دارد كه آن را در 907 هجرى به فارسى نگاشته است .
ابوزيد احمد بن سهل بلخى : معروف به ابوزيد بلخى ( حدود 323 - 235 ق ) پزشك ، دانشمند و جغرافىدان بلخ است . در جوانى به عراق رفت و هشت سال در آنجا اقامت كرد . در اين مدت فلسفه ، نجوم ، طب و طبيعيات آموخت . يكى از معروفترين معلمان او يعقوب بن اسحاق كندى بود . سپس از هرات به بلخ بازگشت و مورد توجه بزرگان قرار گرفت . كتاب وى در طب ، مصالح الابدان و الانفس ، درباره سلامت تن و روان و بيان ارتباط آن دو با يكديگر است .
ابوريحان بيرونى : ابوريحان محمد بن احمد بيرونى ( 440 - 362 ق ) پزشك ، رياضىدان و دانشمند بزرگ ايرانى است كه در بيرون شهر كاث ( خوارزم ) به دنيا آمد و به « بيرونى » معروف شد . ابتدا در خدمت مأمونيان خوارزم و سپس چند سالى را در جرجان در دربار شمس المعالى قابوس وشمگير گذرانيد و آنجا در 390 هجرى آثار الباقيه را به نام قابوس نگاشت . بين سالهاى 400 و 407 هجرى به خوارزم بازگشت . مدتى در دربار ابوالعباس مأمون خوارزمشاه زندگى كرد و در زمان لشكركشى سلطان محمود غزنوى به خوارزم آنجا بود . در 408 هجرى سلطان محمود او را به غزنه برد و در بيشتر جنگهاى محمود در هند همراه او بود . آنجا با علماى هند آشنا شد ، زبان سنسكريت آموخت و تحقيق ماللهند را نگاشت . وى در
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٦١