بيمارستان سيدى فرج : سلطان ابويعقوب يوسف بن يعقوب بن عبدالحق مَرينى ، از پادشاهان مراكش ، هم زمان با آغاز حكومت خود در 685 هجرى بيمارستانى تأسيس كرد و پزشكان مشهورى را به اداره آن گمارد و املاك بسيارى را براى تأمين مخارج آن وقف كرد . در اين بيمارستان خدمات ويژهاى به بيماران عرضه مىشد . در 900 هجرى وقتى كه مسلمانان اندلس در فاس اقامت گزيدند رياست اين بيمارستان را پزشكى از بنوالاحمر به نام فرج خزرجى برعهده گرفت و به اين مناسبت بيمارستان به نام فرج خوانده شد . اين پزشك نوازندگانى در بيمارستان گماشت كه براى بيماران موسيقى مىنواختند .
بيمارستان صلاحى يا ناصرى : هنگامى كه سلطان صلاحالدين ايوبى در 567 ق / 1171 م بر مصر حكومت يافت و كاخ فاطميان را تصرف كرد ، تالارى از آن را كه خليفه العزيز بالله در 384 هجرى ساخته بود ، بهصورت بيمارستان درآورد . مىگويند در آن تالار طلسمى بود كه به همين علت مورچگان وارد آن نمىشدند و وقتى اين نكته را به صلاحالدين ايوبى خبر دادند دستور داد آنجا را بيمارستان كنند . بخشى از اين بيمارستان مختص بيماران روانى بود . اين بيمارستان بعدها به بيمارستان عتيق معروف شد .
بيمارستان طولونى : اين بيمارستان را احمد بن طولون ، دومين امير بنى طولون و حكمران مصر و شام ، حدود 261 هجرى به نام خود در قاهره ساخت . وى املاك بسيارى نيز براى آن وقف و شرط كرد كه هيچ سپاهى يا بردهاى در اين بيمارستان نباشد . اين بيمارستان هم بعدها به بيمارستان اعلى يا عتيق موسوم شد .
بيمارستان عضُدى : اين مركز را عضدالدوله ديلمى در 368 هجرى در جانب غربى بغداد در نزديكى پل دجله بنا نهاد ، كه در صفر 372 گشايش يافت . پس از ساختن بيمارستان ، عضدالدوله 24 نفر از ماهرترين طبيبان ايران و جهان اسلام را به آنجا آورد و براى آنها حقوقى در نظر گرفت . از آن جمله ابوالحسن على بن ابراهيم بن بَكُس ، ابوالحسن بن كَشكريه ، ابويعقوب اهوازى ، ابوعيسى بقيه ، ابنمَندويه اصفهانى و جبرئيل بن بُختيشوع در آنجا مشغول كار بودند . به گفته ابنخَلَكان ، مبالغ بسيارى براى بيمارستان عضدى خرج شد و از نظر نظم و تربيت در دنيا بىنظير بود و لوازم طبى آن به قدرى فراوان بود كه به وصف نمىآمد . اين بيمارستان تا حمله هلاكوخان مغول به بغداد ( 656 ق ) فعال بود و از آن پس به ويرانهاى تبديل شد .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٥٠