از اوايل قرن چهارم هجرى به بعد ، از ساخت بيمارستانهاى اسلامى گزارشهاى متعددى وجود دارد ؛ مانند بيمارستانى كه كافور اخشيدى در مصر ساخت و بيمارستان اصفهان كه ابنمندويه ، پزشك مشهور ، در آن به طبابت مىپرداخت . « 1 » از قرن پنجم هجرى به بعد ، تقريباً در هر شهر مهم اسلامى مىتوان يك يا چند بيمارستان يافت . در اين قرن شواهدى از ساخته شدن بيمارستانهايى در واسط ، ميافارقين ، نيشابور ، خوارزم ، مرو و دمشق در دست است . در ايران نيز از ساخته شدن بيمارستانهايى در شيراز ، يزد ، كرمان و اصفهان از قرن ششم به بعد اطلاعاتى به دست آمده است . « 2 » از بزرگترين بيمارستانهايى كه در ايران ساخته شد بيمارستان رَبع رشيدى بود كه به دستور خواجه رشيدالدين فضلالله همدانى در تبريز ساخته و موقوفات بسيارى براى امور مالى آن تهيه شد . همچنين مشخص شده كه امير تيمور گوركانى دستور داده بود در هر يك از شهرهاى حكومتش دست كم يك بيمارستان ساخته شود . « 3 »
بيمارستانها در اسلام كاركردهاى متعددى داشتند . علاوه بر اينكه مركزى براى درمان بودند ، جنبه آسايشگاهى نيز در آنها در نظر گرفته مىشد و جاهايى براى نگهدارى ديوانگان ، سالمندان و كهنسالانى كه خانه و زندگى نداشتند در آنها اختصاص داده مىشد . « 4 »
ديگر كاركرد بيمارستانها نظارت بر فعاليت پزشكى در شهرها بود كه با همكارى واليان و حاكمان شهر انجام مىشد . در برخى شهرها « رئيس الاطباء » بر كار پزشكان نظارت مىكرد . پزشكان بايد متون خاصى را مطالعه مىكردند و امتحان مىدادند و پس از قبولى ، مىتوانستند به پزشكى بپردازند . همچنين ، همه پزشكان مجبور بودند سوگند بقراط را ادا كنند ، تا بهكار خود وفادار باشند . بخش اصلى فعاليت اين نظام آموزشى - درمانى در بيمارستانها انجام مىشد .
ترجمه آثار پزشكى اسلامى به زبانهاى اروپايى
بسيارى از متون پزشكى اسلامى رفتهرفته و طى چند مرحله ، درپى تأثير عوامل متعدد ، به زبانهاى اروپايى ترجمه و بهصورت متن درسى و پايه در دانشگاههاى معتبر اروپا تدريس
هامش
( 1 ) . ارسلان ترزىاوغلو ، « بيمارستان » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 5 ، ص 281 و 282 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان .