محمد بن قَسّوم بن اسلم غافِقى در اندلس المرشد فى طب العين را نگاشت . اين كتاب در نُه فصل به جنبههاى طبى و نيز جراحىهاى چشم پرداخته است .
در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجرى ، يكى از مهمترين پزشكان دوره اسلامى پاى به عرصه وجود نهاد . ابوالحسن علاءالدين على بن حزم ابننفيس قرشى ، پزشك بسيار مشهور مسلمان است كه در دمشق به دنيا آمد و در همان شهر و در قاهره علم آموخت و به پزشكى پرداخت . ابننفيس از كوشاترين پزشكان دوره اسلامى است كه آثار متعدد و بزرگى از خود به يادگار گذاشته است . وى يك دايرةالمعارف بزرگ پزشكى به نام الشامل فى الصناعه الطبيه را در هشتاد مجلد تأليف كرد . وى همچنين در يكى از مشهورترين خلاصههاى قانون ( موجز القانون ) به شرح بخشى از قانون ابنسينا درباره تشريح بدن انسان پرداخته است . او كتاب خود را شرح تشريح القانون نام نهاد . در اين كتاب ، ابننفيس به شرح يكى از مهمترين دستاوردهاى پزشكى دوره اسلامى ، يعنى گردش ريوى يا گردش كوچك خون ، پرداخته است . تا پيش از ابننفيس ، پزشكان مسلمان بر اساس نظريه جالينوس درباره گردش خون ، بر اين نظر بودند كه خون از طريق منافذ كوچكى كه بين دو بطن راست و چپ قلب وجود دارد از يك بطن به بطن ديگر مىرود و سپس در بدن گردش مىكند ؛ اما ابننفيس در شرح تشريح القانون نوشت كه خون از بطن راست از طريق وريد شريانى بهسوى ريه مىرود و پس از اختلاط با هوا از طريق شريان وريدى به بطن چپ مىرسد و از آنجا به سرتاسر بدن مىرود . ابننفيس اين نظريه را سه قرن قبل از آنكه دانشمندان اروپايى با گردش ريوى خون آشنا شوند ، ارائه كرد . « 1 »
از اوايل قرن هفتم هجرى ، بسيارى از سرزمينهاى اسلامى با بلاى عظيمى روبهرو شدند و آن حمله مغول بود . حمله مغول باعث ويرانى نواحى بسيارى از قلمرو عالم اسلام و كشته شدن بسيارى از افراد و نيز دانشمندان و پزشكان اسلامى - بهويژه در ايران - شد . اين حمله رشد پزشكى اسلامى را متوقف كرد ، اما پزشكان مسلمان از همان زمان كوشيدند آثار اين يورش را از چهره دانش پزشكى اسلامى بزدايند .
در قرن هفتم هجرى ، پزشك مشهور ابنقف سورى شرحى مفصل بر الفصول بقراط نوشت .
هامش
( 1 ) . صادق سجادى ، « ابننفيس » ، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 5 ، ص 56 - 52 .