است . در اثر پزشكى مشهور او ، خلاصه التجارب ، كه به فارسى تأليف شده ، بهاءالدوله از سفرهاى علمى ، آراى پزشكان معاصر خود و البته از تجويزهاى گوناگون و بسيار نوآورانه پزشكىاش ياد كرده است . خلاصه التجارب آينه تمام نمايى از تكوين دانش پزشكى اسلامى تا دوران صفويه است كه مىكوشد آخرين نحلههاى ناب پزشكى اسلامى را توضيح دهد . پس از بهاءالدوله ، ايرانيان رفتهرفته با غرب و پزشكى غربى آشنا شدند . تقريباً در همين دوران و پس از لشكركشى ناپلئون به مصر ، اروپا از سمت غرب نيز به عالم اسلام چنگ انداخت و دور شدن مسلمانان از تاريخ اسلامىشان آينده جديدى را برايشان رقم زد . « 1 »
بيمارستان در اسلام
در سرتاسر سرزمينهاى جهان اسلام مهمترين واژهاى كه براى مركز نگهدارى و مراقبت از بيماران بهكار مىرفت « بيمارستان » بود . « 2 » استفاده از يك لغت فارسى براى ناميدن اين مركز در همه سرزمينهاى اسلامى گوياى نفوذ سنت ساخت بيمارستان از ايران به قلمرو عالم اسلام است ؛ سنتى كه احتمالًا از بيمارستان جندىشاپور آغاز شده است . در عربى ، خلاصه شده اين لغت يعنى « مارستان » استفاده مىشد به جز در شمال آفريقا كه از واژهء « دَمنه » براى بيمارستان استفاده مىكردند . در قلمرو امپراتورى عثمانى اين مراكز را « خسته خانه » و « شفاخانه » مىناميدند ، كه هر دو واژه ، ساختى فارسى دارد . فقط در عربى معاصر واژه « مستشفى » ( مكان شفا يافتن ) استفاده مىشود .
گويا نخستين بيمارستان اسلامى را هارون الرشيد در بغداد تأسيس كرد ، اما مهمترين بيمارستان بغداد را در قرن چهارم هجرى عضدالدوله ديلمى تأسيس كرد كه به بيمارستان عضدى مشهور شد . اولين بيمارستان مصر نيز بيمارستان المغافر يا المغافرى است كه به دستور فتح بن خاقان ( وزير متوكل عباسى ) در قرن دوم هجرى ساخته شد . بزرگترين و مهمترين بيمارستان مصر بيمارستان طولون يا طولونى است كه در سال 259 هجرى به فرمان احمد بن طولون در قاهره تأسيس شد .
هامش
( 1 ) . حسن تاجبخش ، « بهاءالدوله رازى » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 4 ، ص 649 و 650 .
( 2 ) . صادق سجادى ، « بيمارستان » ، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 13 ، ص 454 .