سومين مكتب پزشكى تأثيرگذار در پزشكى اسلامى ، كه البته تأثير آن از ديگر مكتبها كمتر است ، مكتب پزشكى هندى است . تأثير مكتب پزشكى هندى در پزشكى دوره اسلامى نيز از جندىشاپور آغاز مىشود . چند پزشك هندى در آنجا به كار پزشكى اشتغال داشتند و مكتب پزشكى هندى را به همسايگان سرزمينهاى اسلامى انتقال دادند . شواهدى وجود دارد كه نشان مىدهد چند كتاب پزشكى هندى در جندىشاپور به فارسى ميانه ترجمه شده است و بعدها پزشكان اسلامى از آنها استفاده كردهاند . چنين به نظر مىرسد كه در جريان نهضت ترجمه ، آثارى از پزشكى هندى نيز به عربى ترجمه شده است ؛ ترجمههايى از هندى به فارسى و آنگاه به عربى و يا مستقيم به عربى . در هر صورت ، اكنون نمونههايى از آثار پزشكى هندى وجود دارد كه در جريان نهضت ترجمه به عربى ترجمه شده است .
از پزشكان هندى كه كتابى از او به عربى ترجمه شد ، يكى كانكيه است كه ترجمه السموم و الترياق او هنوز به عربى وجود دارد . سوسروتا ، كرَكه و واگبهطه از ديگر پزشكان هندى هستند كه آثارى از آنها به عربى ترجمه شده است . مهمترين متن پزشكى اسلامى كه در آن اشارههاى متعددى به پزشكى هندى وجود دارد فردوس الحكمه نوشته على بن ربن طبرى است . در صفحات پايانى همين فصل مشهورترين پزشكان و آثار پزشكى معرفى شده است . « 1 »
تكوين پزشكى اسلامى
همپاى رشد و توسعه سرزمينهاى اسلامى و مدتى پس از تشكيل حكومت اسلامى ، پزشكى دوره اسلامى نقش گرفت .
يكى از نخستين پزشكان دوره اسلامى كه اطلاعاتى از او به جاى مانده حارث بن كلده است . او در دوران پيش از اسلام در طائف عربستان به دنيا آمد ، در جندىشاپور تحصيل كرد و در همين مكان نيز با خسرو انوشيروان گفتگو كرد . بر اساس برخى نوشتهها ، حارث بن كلده در روش درمانى خود ، بر استفاده از گياهان سنتى موجود در محل ، تأكيد داشت .
كمابيش در همين دوران ، از چند پزشك ديگر نيز اطلاعاتى در دست است . شخصى به
هامش
( 1 ) . على بن سهل طبرى ، فردوس الحكمه فى الطب ، ص 270 به بعد .