تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
ترجمه خود آثار ، و ديگر از طريق ترجمه جوامع اسكندرانى از آنها . بيشتر آثار جالينوس را حنين بن اسحاق به عربى برگرداند . حنين در دوران سالخوردگى ، به سفارش يكى از دوستان خود به نام على بن يحيى ( يكى از افراد بانفوذ و مشهور خاندان بنومنجم ) ، فهرست آثارى را تهيه كرد كه از جالينوس به عربى ترجمه كرده بود . اين كتاب كه باقى مانده و اكنون به دست ما رسيده است كهن‌ترين فهرست كتاب‌شناسى در جهان اسلام به‌شمار مىرود . وى مىنويسد : « اين فهرست را با تكيه بر حافظه و در حالى تهيه كرده‌ام كه به بسيارى از آن آثار دسترسى نداشته‌ام . » با اين حال توانسته است حدود 130 عنوان از آثارش را برشمارد . « 1 » دامنه وسيع آثار جالينوس نشان از عظمت او در تكوين دانش پزشكى اسلامى دارد . ديگر مكتب اثرگذار در پزشكى اسلامى ، مكتب سريانى است . آنانى كه به زبان سريانى آثار خود را مىنوشتند اغلب مسيحيان منطقه بين‌النهرين بودند كه در چند شهر مهم آن زمان ازجمله حران و رُها مىزيستند . اينان به علت تعلق خاطر به كليسا مجبور بودند سريانى بياموزند و آثار خود را نيز به سريانى تأليف كنند . به علل فراوان ، اين سريانىزبانان پيش از اسلام در جندىشاپور نيز حضور داشتند و چه‌بسا زبان سريانى يكى از زبان‌هايى بوده است كه در جندىشاپور بدان تكلم مىشده است . حنين بن اسحاق نيز خود در بسيارى از موارد به ترجمه كتابى از يونانى به سريانى و سپس از سريانى به عربى اشاره كرده است . اشارات متعدد حنين به اين ترجمه‌ها نشان مىدهد ، دست كم تا اواسط قرن دوم هجرى ، سريانى زبانى بوده كه در آموزش علوم و از آن جمله دانش پزشكى در قلمرو عالم اسلام كاربرد داشته و بدان تكلم مىشده است . « 2 » تأثيرگذارترين پزشك سريانى زبان دوران اسلامى سرجيس ( سرجيوس يا سرجس ) رأس العينى است . محمد بن زكرياى رازى چند جا در الحاوى از اين شخص ياد مىكند . اين شخص گويا مترجم پاره‌اى از آثار جالينوس به سريانى بوده است « 3 » كه بعداً حنين بن اسحاق به عربى ترجمه كرد . از ديگر پزشكان سريانى كه نام آنها در نخستين آثار پزشكى اسلامى آمده شمعون است .
هامش
( 1 ) . همو ، « جالينوس / آثار » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 9 ، ص 283 - 277 . ( 2 ) . ديميترى گوتاس ، فكر يونانى ، فرهنگ عربى ، ص 37 - 27 . ( 3 ) . فؤاد سزگين ، تاريخ نگارش‌هاى عربى ، ج 3 ، ص 247 .