بهداشتى و درمانى در متون اسلامى همسويى پديد آورند . نظام نگارشى طب النبوى ، كه باعث تقويت جايگاه پزشكى اسلامى شد ، بهويژه وامدار نظام نگارشى شيعيان است كه طب الائمه را نيز به طب النبوى الحاق كردند . در اين كتابها ، كه نمونههاى متعددى از آنها باقى مانده است ، نظام فكرى شيعه با اصول پزشكى يونانى هماهنگ مىشد . اين سبك ادبى - پزشكى اثر بسيار مهمى در تكوين نظام پزشكى اسلامى برجاى گذاشت ؛ زيرا فقه پويا و متين شيعه مىكوشيد هرگونه ذهنيت منجمد و انتقادى را كه ممكن بود ريشه نوپاى پزشكى اسلامى را با تفكرات جزمى خود بخشكاند كنار بزند و با توفيق در اين كار راه را براى گسترش پزشكى اسلامى گشود . « 1 »
از قرن چهارم هجرى اندك اندك مهمترين آثار پزشكى اسلامى پديدار شد . به عبارت ديگر ، با ريشه گرفتن نظام فكرى پزشكى اسلامى كه نتيجه دو جريان عمده ترجمه آثار پزشكى در بيتالحكمه و استحكام نظام فكرى فقه - پزشكى اسلامى با گسترش طب الائمه نويسىها بود ، نهال پزشكى اسلامى سربرآورد و پس از چند قرن به درخت كهنسال پزشكى اسلامى تبديل گشت .
در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم چهار شاهكار پزشكى اسلامى پديدار گشت . دو شاهكار را پزشك بزرگ ايرانى محمد بن زكرياى رازى به تنهايى تأليف كرد : المنصورى فى الطب و دومى الحاوى فى الطب .
المنصورى به منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد ( امير كرمان و خراسان ) اهدا شده است . كتاب به ده فصل تقسيم شده كه شش فصل نخست آن درباره پزشكى نظرى است . در اين فصلها از تشريح ، فيزيولوژى ، داروشناسى ، مزاج ، اسطُقسّات و مانند آنها بحث شده است . در ديگر فصلهاى كتاب به جراحى ، سمشناسى و بيمارىهاى مختلف پرداخته شده است . « 2 »
الحاوى فى الطب را بايد دائرةالمعارف بزرگ طب اسلامى بهشمار آورد . اين كتاب گويا پس از رازى و بهدست شاگردانش جمع شده است . اين اثر آنقدر مفصل و عظيم بود كه عده
هامش
( 1 ) . اميلى سَوِجاسميث ، « پزشكى / پزشكى در دوره اسلامى » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 5 ، ص 612 - 610 .
( 2 ) . فؤاد سزگين ، تاريخ نگارشهاى عربى ، ج 3 ، ص 383 .