تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
داروشناسى و گياه داروشناسى اثر بسيار داشت . اين كتاب كه در معرفى گياهان ، جانوران و كانىهاى دارويى تأليف شده سرچشمه آثار نويسندگان دوره اسلامى در موضوع داروشناسى و گياه داروشناسى شد و در زمينه داروشناسى اسلامى هيچ كتابى را نمىتوان يافت كه به الحشائش ديوسكوريدس اشاره نكرده باشد . اين كتاب را يك مترجم يونانى ساكنِ سرزمين‌هاى اسلامى به نام استفانوس ، پسر باسيليوس ( در نوشته‌هاى اسلامى : اصطفن بن باسيل ) ، از يونانى به عربى ترجمه و حنين بن اسحاق نيز آن را با اصل يونانى مقابله و تصحيح كرده است . « 1 » بقراط نيز ديگر پزشك يونانى است كه آثار بسيارى از او به عربى ترجمه شده است . دانشمندان و مترجمان مسلمان اين فرد را با نام ابقراط و ابقراطيس مىشناختند كه آراى او زمينه دانش نظرى پزشكى اسلامى را بنا نهاد . بيش از سى كتاب و رساله از بقراط به عربى ترجمه شد كه نمونه‌هايى از آنها هنوز باقى مانده است . ازجمله آثارى كه از بقراط به عربى ترجمه شد العهد يا الايمان است . اين كتاب سوگندنامه‌اى است كه هر فردى كه دانش پزشكى را بر اساس پزشكى بقراطى مىآموخت بايد آن را ادا مىكرد . « 2 » با اين همه ، اثرگذارترين پزشك يونانى بر پزشكى اسلامى جالينوس است . از جالينوس بيش از هر پزشك ديگر كتاب‌هايى در پزشكى به عربى ترجمه شد ( حدود 165 اثر ) . آثار جالينوس از طرق گوناگون به عربى ترجمه شد و به قلمرو پزشكى اسلامى راه يافت . دسته‌اى از اين آثار ابتدا به سريانى و سپس به عربى ، و برخى مستقيم از يونانى ترجمه شد . با اين حال ، پس از جالينوس و پيش از ظهور اسلام گروهى هفت نفره از پزشكان اسكندريه 28 اثر جالينوس را براى تهيه يك متن علمى آموزشى و براى استفاده محصلان پزشكى در يك مجموعه شانزده جلدى گرد آوردند . اين مجموعه با همان شكل به عربى ترجمه شد و چون از شانزده جلد تشكيل شده بود به الستة عشر ( شانزده‌گانه ) مشهور شد . گروه پديدآورندگان اين مجموعه كه اهل اسكندريه بودند در دوران اسلامى به نام جوامع الاسكندرانيين مشهور شدند . « 3 » بنابراين ، مجموعه آثار پزشكى جالينوس از دو طريق به دنياى پزشكى اسلامى راه يافت : يكى از طريق
هامش
( 1 ) . فؤاد سزگين ، تاريخ نگارش‌هاى عربى ، ج 3 ، ص 95 . ( 2 ) . همان ، ص 53 ؛ آ . ديتريش ، « بقراط » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 3 ، ص 615 و 616 . ( 3 ) . فريد قاسملو ، « جوامع اسكندرانيين » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 11 ، ص 263 و 264 .