اسلام تبديل كرد . اين اهميت تا قرنهاى سوم و چهارم هجرى نيز ادامه داشت ، بهطورى كه طى اين قرنها هر پزشك معتبر و شناخته شدهاى كه در اسلام پرورش يافته ، به نحوى با مكتب پزشكى جندىشاپور در ارتباط بوده است .
پزشكان جندىشاپور در بغداد قدر و منزلت بسيار داشتند . مكتب پزشكى جندىشاپور را بايد تأثيرگذارترين جريان فكرى پزشكى بهشمار آورد . اين تأثير را در پزشكان صدر اسلام همچون حارث بن كلْده ( پزشك معاصر پيامبر اسلام ) تا آخرين نسل پزشكان خاندان بختيشوع و ابنماسويه ، كه در قرن چهارم و آغاز قرن پنجم مىزيستهاند ، مىتوان يافت . بهنظر مىرسد آن مكتب پزشكى نيز كه با عناوين خوز و خوزى در متون پزشكى قرنهاى سوم و چهارم ، مانند الصيدنه ابوريحان بيرونى و الحاوى رازى ، ديده مىشود باقيمانده مكتب پزشكى جندىشاپور باشد .
مهمترين شاهد بر تأثير مكتب پزشكى ايرانى در پزشكى ايران پس از اسلام ( مكتب پزشكى اسلامى ) كاربرد وسيع واژگان فارسى در متون پزشكى عربى است . از اين ميان مىتوان به نام انواع بيمارىها ، وسايل درمان و انواع گياهان دارويى اشاره كرد ، كه منشأ فارسى دارند . در فردوسالحكمه نوشته على بن ربن طبرى ، نام چند بيمارى فارسى ، مانند مورساره ( مورسارك يا مورسَرك ) و در قانون ابنسينا نام چند بيمارى به چشم مىخورد كه ريشه فارسى دارند . كهنترين اثر در چشم پزشكى دوره اسلامى كتاب دغل العين ابنماسويه است كه واژگان فارسى بسيارى در آن وجود دارد . در چند اثر مهم داروشناسى اسلامى ، مانند الصيدنه ابوريحان بيرونى و الجامع لمفردات الادويهء ابنبيطار ، نام بسيارى از گياهان دارويى را مىيابيم كه ريشه فارسى دارد . « 1 »
پزشكى در دوران عرب جاهلى
بهترين راه براى بررسى پيشينه پزشكى در ميان اعراب پيش از اسلام مراجعه به متون و مطالعه اشعار باقى مانده از دوران جاهلى ، بهويژه اشعار مشهور مُعلّقه يا مُعلّقات ، است در اين
هامش
( 1 ) . همان .