تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
دستمزد پزشكان بنابر موقعيت اجتماعى بيمار متفاوت بود . به نوشته اوستا ، كمترين دستمزد ، مقدار معينى گوشت ، به اندازه تهيه يك وعده غذا ، و بيشترين آن يك شتر يا يك گاو ماده بود . به نظر مىرسد اين نوع تعيين دستمزد براى اين بود كه كسى كه حق‌الزحمه نداشت جان خود را از دست ندهد . بنابراين ، دستمزد پزشك بر اساس موقعيت اقتصادى - اجتماعى بيمار تعيين مىشد ، نه تبحر او . از نوشته‌هاى هرودوت ، گزنفون و كتزياس درمىيابيم كه در دوران هخامنشى ، پزشكان و داروشناسانى نيز در دربار حضور داشتند كه وظيفه آنها فقط معالجه بيماران بود . عده‌اى از اين پزشكان چه‌بسا مليتى غيرايرانى - بيشتر يونانى - داشته‌اند . بر اساس آنچه در دينكرد ( يكى از متون دين زردشتى ) آمده علت به‌وجود آمدن بيمارى در انسان غلبه بادهاى اهريمنى در بدن است . عقيده بر اين بوده است كه در بدن انسان دو نوع باد وجود دارد . يكى باد جانى كه جايگاه آن در مغز است و ماهيتى گرم دارد و ديگرى باد بَزَع كه جايگاه آن در نيمه پايين بدن است و ماهيتى سرد دارد . جمع شدن اين باد سرد در هر نقطه از بدن انسان باعث بروز بيمارى در آن عضو مىشود . « 1 » مهم‌ترين مركز پزشكى ايرانى ، كه دست‌كم تا اوايل قرن چهارم هجرى در دانش پزشكى ايران و اسلام تأثير بسيارى گذاشت ، مكتب پزشكى شهر جندىشاپور است . جندىشاپور صورت معرّب گُندىشاپور ( صورت تغيير يافته « وه اندى شاپور » ، به معنى « آنچه شاپور بهتر از انطاكيه ساخت » ) است . اين شهر در خوزستان امروز ، در شرق شوش و جنوب شرقى دزفول ، در محل روستاى شاه‌آباد امروزى قرار داشته است . بناى شهر را شاپور اول ساسانى ( حكومت 271 - 241 م ) گذاشت و به‌ويژه بيمارستان و نيز مدرسه پزشكى خاصى را در اين محل بنا كرد . جندىشاپور از قرن سوم تا هشتم ميلادى ( در حدود پانصد سال ) محل اصلى يادگيرى دانش پزشكى بود و در آن پزشكانى از هند ، يونان و بين النهرين ، با زبان سريانى به پزشكى اشتغال داشتند . رهبر اين پزشكان هميشه « ايرا - دُرُستبُد » - به معنى سرسلسله درستكاران ( پزشكان ) ايران - لقب مىيافت . آميختن سه مكتب پزشكى هندى ، سريانى و يونانى با پزشكى ايرانى در جندىشاپور ، اين شهر را به مهم‌ترين مركز پزشكى ايران پيش از
هامش
( 1 ) . هوشنگ اعلم ، « پزشكى ، واژگان » ، دانشنامه جهان اسلام ، ج 5 ، ص 605 و 606 .