تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
لازم است با نگاهى تاريخى مناطق جغرافيايى گوناگونى را كه پيش از ظهور اسلام پزشكى در آنها رواج داشته و بعدتر به قلمرو اسلام پيوسته‌اند ، بررسى كنيم . نخست به ايران پيش از اسلام نظر مىافكنيم و در همين مقطع دانش پزشكى را در ميان اعراب جاهلى مىكاويم . سپس به سه جريان عمده پزشكى اثرگذار در دانش پزشكى اسلامى ( پزشكى يونانى ، هندى و سريانى ) نظر مىافكنيم . پرداختن به اين حوزه‌ها از آن جهت مهم است كه ويژگى دانش پزشكى اسلامى را در آن دوره نشان مىدهد كه توانسته با استفاده و تركيب چند منبع و منشأ متفاوت ( ايرانى ، هندى ، سريانى و يونانى ) صورت جديدى از دانش پزشكى را به بشر عرضه كند . « 1 » بنابراين ، پرداختن به پايگاه‌هاى آغازين دانش پزشكى اسلامى ، ضرورى است . منابع موجود درباره پزشكى ايران پيش از اسلام را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد : منابع مربوط به اوستا و آيين زردشتى ، و نوشته‌هاى مورخان يونانى مانند كتزياس و گزنفون . بر اساس نوشته‌هاى اوستا ، در ايران پيش از اسلام پنج دسته پزشك وجود داشته است : آتش پزشك ، گياه پزشك ، كارد پزشك ، داغ پزشك و افسون پزشك . آتش پزشك كسى بود كه سعى مىكرد بيمارىها را با بخور يا سوزاندن انواع مواد خوشبو بهبود بخشد . گياه پزشك با خوراندن گياهان دارويى اين كار را انجام مىداد . كارد پزشك با جراحى درمان مىكرد . داغ پزشك جاهاى زخمى و آسيب ديده را داغ مىكرد . اين كار در سنت پزشكى اسلامى « كى » نام داشت . افسون پزشك نيز با ورد و دعا بيمار را درمان مىكرد . رتبه افسون پزشك از ديگر پزشكان برتر بود . بر اساس بخش‌هاى گوناگون اوستا ، پرداختن به حرفه پزشكى نيازمند شرايط ويژه‌اى بوده است . علاوه بر طى مراحل آموزشى و به‌جاى آوردن مراسم سوگند ، لازم بود هر پزشك ، براى آزمون ، دانش پزشكى خود را بر سه نفر ديوپرست ( منكر وجود و يگانگى خداوند ) به‌كار بگيرد ؛ چنانچه اين سه نفر بهبود مىيافتند فرد مىتوانست به شغل پزشكى بپردازد ، اما اگر يك نفر از اين سه نفر درمىگذشت پزشك مورد نظر مردود مىشد ، نمىتوانست به اين شغل بپردازد .
هامش
( 1 ) . مانفرد اولمان ، طب اسلامى ، ص 40 - 3 و ص 20 به بعد ( متن آلمانى ) .