پيش از بحث در زمينه تاريخ و تطور دانش پزشكى در ميان مسلمانان ، بهويژه در دوره اسلامى ، لازم است به طبقهبندى كلى علوم از ديدگاه دانشمندان جهان اسلام و جايگاه اين دانش در مقايسه با ديگر دانشها نظر افكنيم ، تا ديد عميقترى درباره جايگاه دانش پزشكى در دوره اسلامى بهدست آوريم ، زيرا بحث درباره موقعيت هر دانش و جايگاه آن نزد فيلسوفان هر عصر به درك كلى آن علم كمك مىكند .
واقعيت اين است كه موضوع طبقهبندى علوم ، در هر عهد و زمانى ، به عهده فيلسوفان بوده است . آنها وظيفه داشتند قالبى كلى براى بررسى و برشمارى علوم هر عصر عرضه كنند . نخستينبار ارسطو كوشيد از ديد فلسفى به طبقهبندى علوم بپردازد و بسيارى از فيلسوفان دوره اسلامى نيز به پيروى يا الگوگيرى از او به طراحى شيوههايى براى طبقهبندى علوم پرداختند . از مهمترين اين افراد ابونصر فارابى ، محمد غزالى و قطبالدين شيرازى را مىتوان نام برد . « 1 »
فارابى علوم را به سه دسته علوم الاهى ، طبيعى و رياضى تقسيم مىكند ؛ اگرچه در تقسيمبندى ترتيبى ، علوم طبيعى در پايينترين مرتبه و علوم الاهى در بالاترين مرتبه قرار گرفتهاند . موضوع علوم طبيعى اجسام مادى ، موضوع علوم الاهى موجودات غيرمادى و موضوع علوم رياضى كميتها هستند . به نوشته فارابى ، يكى از اقسام علوم طبيعى ، دانش پزشكى است كه به بررسى چگونگى ورود بيمارىها به بدن انسان و حفظ صحت او مىپردازد . « 2 »
تقسيمبندى غزالى به مراتب گسترده تر و پيچيدهتر از تقسيمبندى فارابى است . غزالى
هامش
( 1 ) . براى گزارش كلى در اين زمينه بنگريد به : عثمان به كار ، طبقهبندى علوم از نظر حكماى مسلمان ، ص 20 به بعد .
( 2 ) . ابونصر فارابى ، احصاء العلوم ، ص 25 - 20 .