1 . استفاده از امكانات نوين معرفت و دانش و ابزارهاى گسترش آن ، ازجمله مدارس ، دانشگاهها و مطبوعات ، براى بازسازى عقلانيت شرقىها و درآميختن آن با فرهنگ غرب بهگونهاى كه عقلانيت شرقى ، خود را همسان و شبيه عقلانيت ( گفتمان ) غربى حس كند و در را به روى ارزشها و پايههاى آن بگشايد .
2 . خروج برخى از شرقشناسان از چارچوب نظرى علم و ورود به حوزههاى عملى كه اهداف دولتهاى اروپايى را در سلطه و نفوذ در كشورهاى ديگر فراهم سازد . « 1 »
بدينترتيب ، اين مطالعات در خدمت اهداف سياسى قرار داشته و از چارچوبهاى غيرعلمى نيز سود برده است و اگرچه به برخى نتايج مفيد دستيافته ، توانسته است قسمت مهمى از حقايق اجتماعى سرزمينهاى شرقى را بشناساند . ولى اين واقعيتها ابداً رو بهسوى اهداف علمى خاصى نداشتهاند . « 2 » از اينرو طبيعى مىنمايد كه اين گفتمان را برخى انديشمندان شرقى مورد انتقاد قرار دهند . لبه تيز اين انتقادات تنها متوجه غربيان شرقشناس نيست بلكه چهبسا رو بهسوى غربگرايانى نيز دارد كه درپى عمل به ديدگاههاى غربى و تطبيق آنها در مطالعات خويش هستند . « 3 »
بايد دانست انتقاد از شرقشناسى و اعتراف به كاستىها و سوگيرىهاى خاص آن ، به انديشمندان شرقى محدود نبوده و حتى برخى از انديشمندان و شرقشناسان غربى نيز به اين راه رفتهاند .
ايوانز بريچارد بر آن است كه شرقشناسى در خدمت حكومتهاى استعمارگر قرار داشته است . « 4 » ماكسيم رودنسون نيز كه خود يكى از چهرههاى مطرح در زمينه شرقشناسى است ، با اشاره به فعاليتها و پژوهشهاى انديشمندان اين حوزه ، نتايج آنان را فاجعهآميز توصيف مىكند . « 5 »
هامش
( 1 ) . احمد ابوزيد ، « الاستشراق و المستشرقون » ، عالم الفكر ، ويژه : دراسات الاسلامية ، ص 85 و 86 .
( 2 ) . محمدمحمد امزيان ، منهج البحث الاجتماعى بين الوضعية و المعيارية ، ص 150 .
( 3 ) . محمد اركون و ديگران ، الاستشراق بين دعاته و معارضيه ، ص 189 .
( 4 ) . ايوانز بريتشارد ، الأنترو پولوجيا الاجتماعية ، ص 162 به نقل از : محمدمحمد امزيان ، منهج البحث الاجتماعى بين الوضعية و المعيارية ، ص 149 .
( 5 ) . ماكسيم رودنسون ، « الدراسات العربية و الاسلامية فى اوروبا » ، درج در : محمد اركون و ديگران ، الاستشراق بين دعاته و معارضيه ، ص 48 .