تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
در مقابل ، عده‌اى معتقدند كه جهانى شدن پروژه‌اى است كه كشورهاى پيشرفته به اجرا درآورده‌اند تا به چپاول هر چه بيشتر كشورهاى در حال توسعه و توسعه‌نيافته بپردازند . به اعتقاد آنها ، جهانى شدن تنها به ضرر كشورهاى جهان سوم خواهد بود ، زيرا با از بين رفتن مرزهاى حاكميت و كنترل دولت‌ها بر قوانين تعرفه و گمرك ، اقتصاد اين كشورها از هم فرو خواهد پاشيد و آنها محكوم به اجراى قوانين كشورهاى پيشرفته خواهند بود . به اعتقاد گروهى ديگر ، پيامدهاى منفى جهانى شدن به بعد اقتصادى محدود نمىشود و كشورهاى امپرياليستى سعى مىكنند فرهنگ خود را بر ديگر كشورها تحميل كنند . مثلًا ايالات متحده در قالب فيلم‌هاى هاليوودى سعى مىكند تا فرهنگ مصرف و الگوى زندگى آمريكايى را در سطح جهان گسترش دهد تا آنجا كه برخى جهانى شدن را برابر با آمريكايى شدن مىدانند . ترويج الگوهاى سياسى و حكومتى تحت لواى دموكراسى و ارزش‌هاى ليبرالى ( ازجمله حقوق بشر ) عامل ديگرى است كه در تضعيف حاكميت كشورهاى جهان سوم نقش داشته است . كشورهاى غربى با تبليغ اين نظام حكومتى سعى دارند تا شكل حكومتى همه كشورهاى جهان ، به‌ويژه كشورهاى خاورميانه را مطابق با الگوهاى خود درآورند و در اين مسير از هيچ اقدامى فروگذار نخواهند كرد . بنابراين ، جهانى شدن با سرعت روزافزونى ساختار حكومت‌هاى كشورهاى ضعيف‌تر را متزلزل مىسازد و اين روند تنها به سود كشورهاى پيشرفته است . « 1 » در مجموع مىتوان گفت كه اگرچه دوران استعمار كهنه به پايان رسيده است و كشورهاى مستعمره استقلال يافته‌اند ، اما روندى در حال شكل‌گيرى است كه به مراتب پيچيده‌تر و قوىتر از استعمار كهنه عمل مىكند . استعمار نو از جنبه‌هاى مختلف سعى مىكند تا با نفوذ در كشورهاى ديگر ، كانال‌هايى براى استخراج ثروت‌هاى فكرى و مادى اين كشورها ايجاد كند كه در مقايسه با گذشته بسيار سهمگين‌تر و مخرب‌تر است .

2 . شرق‌شناسى

شرق‌شناسى يكى از مهم‌ترين رشته‌هاى مطالعاتى است كه در دوران جديد شكل گرفته و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 112 - 105 .