2 . انتقال بحران تاريخى مسيحيت - يهود اروپا ، كه موجب قتلعامهاى متعدد يهوديان و طرح اتهامات نژادپرستى و مواردى از اين قبيل به جهان اسلام و تبديل آن به بحران اسلام - يهود در فلسطين .
اين طرح در نهايتِ زيركى اجرا شد و بدان پايه اهميت داشت كه در يك جمله مىتوان آن را معاملهاى تاريخى دانست كه بخشى از آن تبرئه يهود از اقدام به قتل عيسى مسيح ( ع ) « 1 » بود .
3 . تحقق تدريجى آرمان موهوم يهوديان نژادپرست و افراطى در برپايى حكومت يهوديان در فلسطين . « 2 »
قدرتهاى استعمارگر غربى از يك طرف به بركت فناورى پيشرفته بر جهان اسلام سيطرهاى سراسرى برقرار كردند و از سوى ديگر ، به مدد هجوم فرهنگى ، موجب استحاله معنوى و تضعيف اعتقاد و سست شدن ريشه باورهاى دينى مسلمانان شدند و سرانجام با بهوجود آوردن صهيونيسم ، جنگى فرسايشى را كه ممكن است سالهاى طولانى ادامه يابد ، بر مسلمانان تحميل كردند كه طى بيش از نيم قرن سرمايههاى عظيمى از مسلمانان را بلعيده است .
در نظرى كلى ، اگر در يك مورد مخالفان قديم و معارضان جديد پاپ با پيروان واتيكان در عمل اتفاقنظر نشان دادند ، آن اشغال فلسطين بهدست صهيونيستها بود .
البته مسيحيان شرق ، خاورميانه و كشورهاى عرب از اين قاعده مستثنا بودند . زيرا صليبىگرى غربى ، متأثر از فرهنگ گلادياتورى رومى ، عامل اساسى اين تفكر صليبى است كه نبردهاى سهمناك قرون 7 - 5 هجرى ( 13 - 11 ميلادى ) را به نيابت از قيصرهاى رومى به راه انداخته بودند نه مسيحيان نسطورى ، فلسطينى و سورى .
آنچه امروزه غربىها بهنام مسيحيت ارائه مىكنند ، فرهنگ زورمدارانه روم قديم است كه لعابى از مسيحيت را بر خود دارد . آنها كه روزى مىخواستند عيسى مسيح ( ع ) را به صليب بكشند « 3 » و صليب را براى مصلوب كردن آن حضرت به دوش كشيدند ، در جنگهاى صليبى ،
هامش
( 1 ) . بنابر عقايد مسيحيان .
( 2 ) . علىاكبر ولايتى ، ايران و مسئله فلسطين بر اساس اسناد وزارت امور خارجه ( 1937 - 1897 م / 1317 ش / 1315 ق ) ، ص 4 .
( 3 ) . به تعبير قرآن كريم : « . . . وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ . . . . » ( نساء ( 4 ) : 157 . )