تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
بدين‌ترتيب ، شرق‌شناسى در طى اين دوران جلوه‌اى تدافعى و معطوف به درون به خود گرفت كه هدف از آن ، تحريف چهره اسلام و انديشه اسلامى و ارائه تصويرى نامناسب و نامقبول از آن بود تا بدين‌ترتيب ، انسان اروپايى را از عقايد اسلامى دور كند و از باورها و آموزه‌هاى مسيحيت حاكم بر آن روزگار دفاع كند . « 1 » برخى از انديشمندان ، ازجمله فؤاد زكريا ، اين هدف را به تمام تاريخ شرق‌شناسى تعميم داده و هدف از كل شرق‌شناسى را دفاع از هويت خويشتن مىدانند . « 2 » 2 . پس از اين مرحله كه مطالعات شرق‌شناسى رنگ و بويى معطوف به درون داشت ، دوره‌اى آغاز شد كه مىتوان آن را « شرق‌شناسى پيوسته به استعمار » ناميد كه طى آن شرق‌شناسى چهره‌اى معطوف به بيرون به خود گرفت و در كنار گرايش مسيحىگرانه خود ، رنگ و بويى سلطه‌مدارانه نيز پيدا كرد . از همان آغاز ، پژوهشگران اين عرصه سعى در ارائه تصويرى دقيق از واقعيت سرزمين‌هاى مورد مطالعه خويش به حكومت‌هاى متبوع خود كردند تا بدين‌ترتيب بتوانند بر اساس آن تحليل‌ها با اين جوامع برخورد كنند و بر آنان سلطه يابند و به غارت منابع آنان بپردازند . « 3 » بررسى تاريخ انديشه فرانسوى ، آلمانى و انگليسى در قرن نوزدهم ، نزديكى و پيوند آشكار ميان ورود غرب به حوزه توسعه‌طلبى اقتصادى و جغرافيايى و ظهور نظريه‌هاى جامعه‌شناختى جديد را نمايان مىسازد . بدين‌ترتيب ، شاخه‌هاى جديد جامعه‌شناسى چيزى نخواهد بود جز دانشى از دانش‌هاى استعمارى كه بدون هيچ توجهى به منافع ملت‌هاى تحت حكومت ، در خدمت اهداف استعمارگرانه دولت‌هاى استعمارى است . « 4 » در قرن بيستم نيز شرق‌شناسى از طريق دو ابزار و راهكار ، در سلطه غرب بر جهان ، نقش داشته است :
هامش
( 1 ) . نصرمحمد عارف ، نظريات التنمية السياسية المعاصرة ، ص 117 . ( 2 ) . همان ، ص 131 ؛ نيز بنگريد به : فؤاد زكريا ، « نقد الاستشراق وازمة الثقافة العربية المعاصرة : دراسة فى المنهج » ، فكر للدراسات و الابحاث ، ش 10 ، ص 75 - 33 . ( 3 ) . نصرمحمد عارف ، نظريات التنمية السياسية المعاصرة ، ص 119 . ( 4 ) . همان ، ص 132 .