بدينترتيب ، شرقشناسان با مطالعه جوامع شرقى ، تصويرى از آن ارائه مىدهند و سپس بر اساس تصوير بهدست آمده ، به حوزه رهبرى دولتهاى استعمارگر ، راهنمايىها و نصايحى مىكنند تا حوزه رهبرى ، سلطه و حكومت خود را بر جوامع شرقى ادامه دهند .
شرقشناسى نوين نيز حتى اگر بكوشد ، تصويرى واقعگرايانه از ملتها و جوامع شرقى ارائه دهد ، باز در پس ارائه چنين تصويرى ، خدمت به كشورهاى استعمارگر نهفته است . « 1 »
3 . صهيونيسم
واژه صهيونيسم در بين طرفهاى درگير ، با معانى و مفاهيم مختلف و متضادى بهكار مىرود درحالىكه ، صهيونيستها آن را صفتى مثبت كه بيانگر هويت و اهدافشان است بهكار مىبرند ؛ مخالفان آنها اين واژه را صفتى كاملًا منفى مىدانند كه علاوه بر هويت و اهداف منفى آنها ، تاريخ پر از ظلم و ستم آنان را بر جهان اسلام ، بهويژه بر ملت مظلوم فلسطين ، به ذهن مىآورد . « 2 »
پس از اولين كنگره صهيونيسم در 1897 ، كه در شهر بال در سوئيس برگزار گرديد ، صهيونيسم اينگونه تعريف شد : « دعوتى كه سازمان صهيونيسم روى آن تبليغ مىكرد و تلاشهايى كه اين سازمان در اين جهت مبذول مىداشت . » طبق اين تعريف ، صهيونيست كسى است كه به برنامه كنگره « بال » ايمان دارد .
المسيرى در توضيح اين پديده ، از اواخر قرن شانزدهم تا آغاز قرن هجدهم را « صهيونيسم دينى غيريهودى با زمينه مسيحى » و از اوايل قرن هجدهم تا اوايل قرن نوزدهم را « صهيونيسم فرهنگى غيريهودى با زمينه لائيك ، رمانتيك ، ارگانيك و غيره » اطلاق كرده است . « 3 »
بهطور كلى سه ديدگاه در تبيين پديده صهيونيسم مطرح است :
1 . ايجاد گسل صهيونيستى و ضداسلامى در قلب جغرافياى سياسى جهان اسلام ( فلسطين ) كه از ابتداى تاريخ اسلام تاكنون پيوستگى جغرافيايى و سياسى سرزمينهاى اسلامى در ملتقاى سه قاره آسيا ، آفريقا و اروپا محسوب مىشده است .
هامش
( 1 ) . ادوارد سعيد ، الاستشراق : المعرفة ، السلطة ، الانشاء ، ص 39 .
( 2 ) . محمد كريمى ، پشت نقاب صلح : بررسى اهداف استراتژيك احزاب كار و ليكود در اسرائيل ، ص 7 .
( 3 ) . بنگريد به : عبدالوهاب المسيرى ، صهيونيسم ، ص 17 - 1 .