تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
يكى از مهم‌ترين آثارى كه در ميان رسالات قديمى دربارهء بيمارىهاى چشم نوشته شده ، كتاب درسى تذكرة الكحالين اثر علىبن عيسى است كه هيرش برگ « 1 » و كيسى وود « 2 » به ترتيب آن را به آلمانى و انگليسى ترجمه كردند . اين كتاب بر سه بخش است : تشريح ، بيمارىهاى خارجى چشم و نيز بيمارىهاى داخلى چشم . برپايه نظريه‌هاى جديد ، هر بيمارى چشمى نمودار يك بيمارى عمومى است . در اين كتاب نيز در يك مورد ، توجه طبيب به اين حقيقت معطوف گرديده و آن نقص و اختلال در بينايى است كه احتمال مىرود بر اثر يك آب مرواريد ابتدايى به‌وجود آيد و يا از يك بيمارى گوارشى و يا مغزى نيز ناشى گردد . « 3 » سه چشم‌پزشك ديگر نيز با علىبن عيسى معاصر بودند . يكى از آنان جبرئيل‌بن عبيدالله از خاندان بزرگ بختيشوع است . وى چشم‌پزشك عضدالدوله ديلمى بود كه كتابى با عنوان طب‌العين اثر اوست . ديگرى عماربن على موصلى است كه ابتدا در عراق و سپس در روزگار الحاكم بِامرالله - خليفهء فاطمى - در قاهره اقامت گزيد . وى مسافرت‌هاى بسيارى نمود ( ازجمله سفر به خراسان و فلسطين ) و در تمام اين مدت نيز به طبابت و اعمال جراحى پرداخت و در مصر بود كه اثر مهم خود ، المنتخب فىعلاج‌العين را نوشت . عمار در اين كتاب به تشريح چشم و بيمارىهاى آن مىپردازد و شش مورد عمل آب مرواريد را شرح مىدهد . وى طريقهء عمل مكيدن را ابداع كرد ؛ بدين‌گونه كه يك سوزن توخالى را از قسمت سفيدهء چشم داخل مىكردند و با پاك كردن اين فضاى خالى ، بينايى را به بيمار باز مىگرداندند . اين روش مانع ايجاد بريدگى در فضاى داخلى چشم و درنتيجه موجب كم‌شدن مايع روان مىگرديد ؛ روشى كه در شرق مقبول واقع شد ، ولى در غرب طرفدارانى نيافت . سومين چشم‌پزشك ، ابوالحسن احمدبن محمد الطبرى است . وى چنان كه در اثر خود ، كتاب المعالجة البقراطيه اشاره كرده ، رسالهء مفصلى دربارهء بيمارىهاى چشم نگاشته است كه اينك در دست نيست .
هامش
( 1 ). Hirschberg .( 2 ). Caseywood .( 3 ) . همان ، ص 166 و 167 .