5 . هدف آنان تنها معالجه بيماران نباشد ، بلكه بايد به تربيت آنها نيز بينديشند ؛
6 . بايد قابل اعتماد باشند و نبايد داروى سمى تجويز كنند و يا استفاده از آن را تعليم دهند . هرگز نبايد دست به سقط جنين زنند و طرز رفتارشان با دوست و دشمن نيز نبايد تفاوتى داشته باشد . « 1 »
دانشجو پيش از آغاز فراگيرى علم پزشكى بايد منطق بياموزد ؛ زيرا منطق ابزارى است كه با آن ، پزشكى فراگرفته مىشود . و پس از آن بايد بخشى از علم اخلاق را يادگيرد تا نفس خود را از آلودگىها بپيرايد . آنگاه بايد قدرى هندسه فراگيرد و آن را بر منطق نيز مقدم بدارد ؛ چرا كه حكيمان گفتهاند : « هندسه چشم خِرد را بازمىكند كه يك چشم خرد بهتر از هزار چشم تن است . » گفتهاند كه بر سر درب مدرسهء افلاطون نوشته شده بود :
كسى كه هندسه نيك نمىداند ، به مجلس درس ما وارد نشود . « 2 »
الف ) چشمپزشكى
از ميان علوم ، چشمپزشكى اهميتى خاص داشت ؛ چراكه كثرت و شيوع انواع بيمارىهاى چشم در سرزمينهاى قلمرو اسلامى سبب جلب توجه طبيبان اسلامى به اين علم و علوم وابسته به آن شد . « 3 »
نسلهاى بعد برپايه كوشش پيشينيان توانستند بيمارىهاى مزمن چشم را درمان كنند . آب سبز ، « 4 » با عنوان « سردرد مردمك » ، تاول قرنيه يا ملتحمه و نيز « رشتهء مرواريد » يا جوشهايى كه بر قسمت سفيد مردمك چشم پيدا مىشود ، اول بار در آثار دانشمندان اسلامى آمده است . عمل ختنهء ملتحمه نيز كه فورنارى « 5 » در سال 1862 ميلادى آن را يك روش درمانى جديد معرفى كرد ، درواقع احياى روشى بود كه مسلمانان قرنها پيش از آن ابداع
هامش
( 1 ) . نيكلا زياده ، دمشق در عصر مماليك ، ص 127 و 128 .
( 2 ) . ابوالفرج علىبن الحسينبن هندو ، مفتاحالطب و منهاجالطلاب ، ص 65 و 66 .
( 3 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 52 .
( 4 ) . نوعى بيمارى در چشم كه از فشار درونى چشم پديد آيد . ( محمد معين ، فرهنگ فارسى ، ج 1 ، ص 17 . )
( 5 ). Furnari .