نخستين رسالهء چشمپزشكى به زبان فارسى ، بهاحتمال بايد از ابوروح محمدبن منصور جرجانى معروف به « زريندست » باشد . اين كتاب نورالعين نام داشته و در سال 1088 ميلادى تأليف شده است . در حال حاضر تنها دو نسخه از اين كتاب موجود است كه يكى در اكسفورد و ديگرى در كلكته نگهدارى مىشود . « 1 »
بىگمان طب اروپا وامدار طب اسلامى است ؛ چه آنكه مدتها پس از آغاز رنسانس نيز اروپا از طب اسلامى بهره مىبرد . در سال 1588 ميلادى در شهر فرانكفورت ، « 2 » قانون ابنسينا و بخشى از كتاب المنصورى رازى ، از كتب رسمى مدارس طب بودند . در چشمپزشكى ، ترجمهء تذكرة الكحالين علىبن عيساى بغدادى و پارهاى از آثار ديگر چشمپزشكان اسلامى تا اواسط قرن هجدهم ميلادى در انگلستان مطرح بود . گفتنى است در انگلستان تا سال 1780 و در آلمان تا سال 1820 ميلادى ، برخى از انواع آبآوردگى را به شيوهء جراحان اسلامى عمل مىكردند . « 3 »
ب ) شيمىپزشكى
در شيمىپزشكى ، مسلمانان به پيشرفتهاى بزرگى نايل آمدند . به سبب علاقه به شيمى انسانى ، تقريباً هيچ پزشكى نبود كه تجزيه ادرار جزء كارهاى پزشكى روزانهاش نباشد . در اوايل قرن هشتم ميلادى ( اواخر قرن اول هجرى ) براى اولين بار حرفهء پزشكى از علم شيمى جدا گرديد . « 4 »
ابوعلىسينا در كتاب اول قانون در سيزده فصل ، درباره تشخيص بيمارى از طريق معاينهء ادرار و مدفوع سخن گفته است . براى مثال ، وى مىنويسد : ادرار بايد نخستين ادرار بامدادى باشد . فردى كه ادرارش معاينه مىشود ، بايد از شب قبل ، از نوشيدن آب و خوردن غذا خوددارى كرده باشد و نبايد چيزهايى بخورد كه خلط بهوجود مىآورند ( مانند غذاهايى كه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 168 و 169 ؛ بنگريد به : زينالعابدين قربانى ، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 193 و 194 .
( 2 ). Frankfortam oder .( 3 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 56 .
( 4 ) . گرهارد فتزمر ، پنج هزار سال پزشكى ، ص 113 .