براى افرادى كه چشمشان ضعيف بود ، روش علىبن عيسى را توصيه مىكردند . او مىگفت كسانى كه اشياى نزديك را بهخوبى مىبينند ، بايد از داروهاى قابض استفاده نمايند و افرادى كه از ديدن اشياى دور محروماند ، بايد داروهاى مرطوب كنندهء چشم را استعمال كنند . برپايه نظريه ابنهيثم ، نهتنها « وظايفالاعضاى نور و بينايى نوين » پديد آمد ، بلكه علم اوپتيك « 1 » جديد نيز آغاز گرديد . « 2 »
كمالالدين حسنبن على فارسى از ديگر دانشمندانى است كه كارهاى پيشينيان را با الهام از ابنهيثم بسط داد . وى براى پىبردن به كيفيت انكسار نور خورشيد در درون قطرههاى باران ، مسير اشعه را در داخل يك كرهء شيشهاى بررسى نمود ، تا اينكه به درك و توجيه كيفيت پيدايش رنگينكمان توفيق يافت .
بزرگترين خدمت مسلمانان در چشمپزشكى در زمينهء آب مرورايد بود . نام قديمى يونانىاين بيمارى « اوروكسدوا » و نام لاتين آن « سوفوسيو » « 3 » است . مسلمانان نيز مانند يونانيان ، اين بيمارى را نتيجه ريختن مايع به داخل چشم مىدانستند ، از اينرو آن را « نزول آب » ناميدند .
از منظر سلسوس ، « 4 » اين عارضه با مايع فاسد و غليظشدهاى كه در « لوكوس واكيووس » « 5 » بين مردمك و عدسىها جمع شده - و بينايى را تيره مىسازد - مشخص مىگردد كه با پاك كردن اين فضاى خالى مىتوان بينايى را به بيمار بازگرداند .
چشمپزشكان مسلمان نظريهء سلسوس را برگزيدند . عمل كاتاراكت ، يعنى جابهجا كردن عدسىها با اعمال فشار ، به دورهء بابليان ( حتى دوره پيش از تاريخ ) بازمىگردد . خارج كردن كاتاراكت روشى است كه در قرن هجدهم بهكار رفت ، ولى برخى دلايل نشان مىدهد جراحان چشم از قرنها پيش ، از آن استفاده مىكردند . « 6 »
هامش
( 1 ). Optique .( 2 ) . همان ، ص 163 ؛ بنگريد به : ابوعلى سينا ، قانون در طب ، ص 272 - 200 .
( 3 ). Suffusio .( 4 ). Celsus .( 5 ). Locus Vacuus .( 6 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 163 و 164 .