صفرا و بلغم را بيرون مىدهند ) و يا نبايد حالات روانى بر او وارد شده باشد . از اينرو گفتهاند ادرارِ شش ساعته را نبايد معاينه كرد ؛ زيرا علايمى كه مىتوان از آن بهدست آورد ، ضعيف مىشوند . علايم اوليهء ادرار ، از وضع كبد ، مجراى مائى و نيز از چگونگى وضع اندامهاى مرتبط با كبد حكايت دارد . علايمى كه ادرار نشان مىدهد ، عبارت است از : رنگ ، هيئت ، قوام ، روشنى و تيرگى ، تهنشينى ، مقدار و نيز بوى و كف . بنابراين در باب نشانىهاى بيمارى ، ادرار گواهى معتبر بر رسايى و نارسايى عامل بهوجودآورندهء بيمارى است . « 1 »
پيشرفت مسلمانان در داروسازى به دليل موفقيتهاى آنان در شيمى و گياهشناسى بود . بىگمان اين مسلمانان بودند كه با تجربيات خويش علم شيمى را پايهگذارى كردند . بعدها جابربن حيان ، الكندى ، رازى و ساير دانشمندان ، اين علم را بسط دادند و بسيارى از تركيبات شيمى را كشف كردند كه بر پايهء آن ، شيمى جديد استوار گرديد . دانشمندان اروپايى اذعاندارندكه مسلمانان اسيد نيتريك ، اسيد سولفوريك ، هيدرو كلوريدريك ، پتاس ، جوهر نشادر ، نيترات و كلوريد سولفوريك ، زاج سبز ، الكل ، قليا و زرنيخ را كشف كردهاند . مسلمانان نخستينكسانى بودند كه موضوع تقطير ، ذوب ، متبلور شدن ، تبديل مايعات ، جوشانيدن و تصعيدرا مىدانستند . « 2 »
رازى ، آلات و ابزار آزمايشگاهى همچون كورهها ، بوتهها ، قرع و انبيق « 3 » و قدحها را توصيف مىكند . او در كتابالاسرار ، تجربهها و آزمايشهاى خود را ذكر كرده كه البته ممكن است برخى از تجارب را از باب قياس - يعنى بدون تجربه - گفته باشد .
رازى همچنين قواعد و اصول تقطير و تصعيد و انواع « تكليس » « 4 » و احتراق را بيان كرده است . وى چند نوع از اسيدها را نيزيافته و از ميان آنها زيب زاج ( اسيدكربنيك ) را از راه تقطير زاج سبز ساخته است . « 5 »
هامش
( 1 ) . بنگريد به : ابوعلى سينا ، قانون در طب ، ص 314 - 312 ؛ بنگريد به : همان ، ص 345 - 342 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 605 و 606 .
( 3 ) . قرع و انبيق ، ظرف كدويىشكلى است كه براى تقطير مايعات به كار مىرود .
( 4 ) . آهكمالى كردن و حرارت دادن جسمى تا همچون آهك گردد .
( 5 ) . حنا الفاخورى و خليل الجر ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 358 و 359 .