ج ) جراحى و روش بىهوشى قبل از عمل
علم جراحى مرهون ابتكارات و خدمات بسيار مسلمانان است ؛ چنان كه آثار آنان تا همين اواخر نيز در دانشگاههاى طب جهان تدريس مىشد . در قرن يازدهم ميلادى مسلمانان براى بيرون آوردن آب چشم ، از روش پايين آوردن عدسى و يا خارج ساختن آن استفاده مىكردند . آنان طريقهء آب كردن سنگ كليه را مىدانستند و همچنين از ريختن آب سرد بر روى سر براى بند آمدن خون بينى و داغ كردن و بهكار بردن فتيله و جز اينها بهخوبى آگاه بودند . مسلمانان در بهكاربردن داروى بىهوشى مهارت كافى داشتند ؛ بدينگونه كه دستور مىدادند بيمار را پيش از جراحى با « بذرالبنج » « 1 » خواب و بىحس كنند تا هنگام عمل نه حركت كند و نه احساس درد داشته باشد . « 2 »
دانشمندان اسلامى براى بىهوش كردن بيمار به هنگام جراحى ، از تكههاى كوچك اسفنج استفاده مىكردندكه آنها را از قبل با عصارهاى از حشيش و بنگ « 3 » آغشته كرده و در آفتاب خشكانيده بودند . آنان تكهاى از اسفنج را مرطوب كرده و در بينى بيمار فرومىبردند تا مخاط بينى ، آن مواد را جذب كند . بدينترتيب ، بيمار به چنان خواب عميقى فرو مىرفت كه دردهاى غيرقابل تحمل و حتى قطع اعضاى بدن خود را احساس نمىكرد . اين روش بىهوشى در اروپا تنها در مقطعى مورد استفاده قرار گرفت ، اما در سال 1844 ميلادى كه روش بىهوشى از راه تنفس كشف شد ، ديگر آن روش نيز بهكار نرفت . « 4 »
در اعمال جراحى بزرگ ، روز قبل از عمل ، مزاج بيمار را با فصد ( خونگيرى ) و با استعمال مُسهل ، پاك مىكردند و روز عمل نيز او را از تمام غذاها پرهيز مىدادند . در مواردى كه عمل جراحى بدون بىهوشى انجام مىگرفت ، زانوهاى بيمار را به هم مىبستند و دستها را نيز به يكديگر و يا به رانها محكم مىكردند . اما در عملهايى كه با بىهوشى انجام مىشد ، سه تا
هامش
( 1 ) . بنج ( بنگ ) گردى است كه از كوبيدن برگها و سرشاخههاى گلدار شاهدانه مىگيرند كه بهدليل داشتن مواد سمى و مخدر ، در پزشكى بسيار كم مورد استفاده قرار مىگيرد .
( 2 ) . گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 616 .
( 3 ). Bilsenkraus .( 4 ) . زيگريد هونكه ، فرهنگ اسلام در اروپا ، ص 281 .