آخرين تأليف ابنسينا دانستهاند . اين كتاب خلاصهاى از فلسفهء ابوعلى است ، از اينرو در رديف مهمترين كتب درسى حكمت بهشمار مىرود . « 1 »
به هر روى ، اهميت تلاش دانشمندان مسلمان تا بدان پايه است كه جرج سارتن در كتاب خود آنگاه كه درصدد است هر عصرى را به نام دانشمندى بخواند ، از نيمه دوم سده هشتم تا نيمه دوم سده يازدهم را به نام دانشمندان اسلامى نامگذارى كرده است : نيمه دوم سده هشتم : عصر جابربن حيان ، نيمه اول سده نهم : عصر خوارزمى ، نيمه دوم سده نهم : عصر رازى ، نيمه اول سده دهم : عصر مسعودى ، نيمه دوم سده دهم : عصر ابوالوفا ، نيمه اول سده يازدهم : عصر بيرونى ، نيمه دوم سده يازدهم : عصر عمر خيام .
انتقال علوم اسلام به اروپا
انتقال علوم اسلامى به اروپا از دو طريق عملى گرديد :
1 . ترجمهء كتب عربى و تحقيقات دانشمندان مسلمان آندلس ؛
2 . رويارويى اروپاييان با ملل مسلمان بهويژه در روزگار جنگهاى صليبى .
ترجمهء علوم اسلامى به زبان لاتين ( زبان علمى اروپا در قرون وسطى ) مرهون خدمات ارزشمند گروهى از محققان و مترجمان مسلمان ، مسيحى و كليمى بود كه در رأس آنان بايد از سه تن ياد كرد : قسطنطين آفريقايى يا كنستانتين ، جرارد كرمونى و فرجبن سليم كليمى .
قسطنطين در « قرطاجه » « 2 » به سال 1020 ميلادى در نزديكى شهر تونس در شمال آفريقا در خانوادهاى مسيحى و عربزبان بهدنيا آمد . از دورهء كودكى و تحصيلات وى اطلاع چندانى در دست نيست ، ولى خود مدعى است كه در مدارس شرق و اروپا تحصيل كرده است . قسطنطين به مدرسهء معروف « سالرنو » « 3 » راه يافت ؛ شهرى كه به دليل كوششهاى علمى و پزشكى دانشمندانش ، به شهر بقراط شهرت يافته بود . او به زبان عربى و لاتين مسلط بود و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 214 و 216 ؛ بنگريد به : جمعى از نويسندگان ، زندگينامهء علمى دانشمندان اسلامى ، ج 1 ، ص 64 و 65 .
( 2 ). Carthage .( 3 ). Salerno .