حتى زبان يونانى مىدانست . قسطنطين سرانجام پس از سالها كوشش و ترجمهء دهها كتاب علمى و فلسفى از عربى به لاتين ، در سال 1081 ميلادى در « مونت كازينو » « 1 » درگذشت . قسطنطين دو اثر ترجمهاى مهم دارد : در موضوع مصطلحات فلسفى بهكار رفته نزد فلاسفهء عرب و يونان ) و ديگرى نيز ترجمهاى است در موضوع فيزيك ارسطو . وى اغلب ترجمهها را با نام خود منتشر كرده است « 2 » كه از آن جمله ، ترجمه كتاب ابنجزار آندلسى است كه خلاصهاى از كتاب طب ملكى علىبن عباس اهوازى بهشمار مىرود . اين كتاب براى اروپاييان اهميتى بسيار دارد ؛ چه آنكه با اين ترجمه ، براى نخستين بار اطلاعات پزشكى يونانيان با تجربه و تحقيقات اسلامى به اروپا بازگشت . ترجمههاى قسطنطين بهسرعت در اروپا انتشار يافت و بدينرو توجه مراكز درس و تحقيق - بهويژه مدرسه سالرنو - به منبع اصلى اين علوم ( آندلس و مشرق زمين ) معطوف شد . « 3 »
جرارد كرمونى « 4 » در سال 1114 ميلادى در شهر كرمون به دنيا آمد . او در جوانى به آندلس آمد و در شهر طليطله « 5 » اقامت گزيد و در مدرسهء دارالترجمهء آن به تحقيق و ترجمهء كتابهاى عربى پرداخت . جرارد دهها كتب علمى را از عربى به لاتين ترجمه نمود ؛ آثارى كه همچنان در كتابخانههاى مهم جهان نگاهدارى مىشود . « 6 »
فرجبن سليم ، طبيب كليمى پرآوازه سيسيل « 7 » در روزگار شارل اول مىزيست . وى كتاب
هامش
( 1 ). Monte Casino .( 2 ) . بعدها مترجمان ديگر متوجه عمل وى شدند و بهگفته خانم زيگريد هونكه « معلوم شد كه اين مرد يك استاد نبود ، بلكه . . . بود كه جنس كهنهاى را در بستهبندى ديگر به شكل تازه درآورده بود . » او شفاء العيون حنين و زادالمسافرين ابنالجزار را به نام فيتيكوم و نيز دستور غذا و ادرارشناسى و تب اسحاق يوداتيوس ، كتاب جراحىعلىبن عباس كتاب شيمى رازى را نيز به نام خود ثبت نمود . وى تمامى نامهايى كه احتمال مىرفت به كمك آن بتوان نويسنده اصلى را شناخت ، حذف كرد . ( بنگريد به : زيگريد هونكه ، فرهنگ اسلام در اروپا ، ص 300 و 301 . )
( 3 ) . نورالدين آلعلى ، اسلام در غرب ، ص 348 و 349 .
( 4 ). Gerard de Cremone .( 5 ). Toledo .( 6 ) . همان ، ص 349 .
( 7 ). Cicily .