فلسفى بنيان نهد و ميان مسائل مورد بحث ، وحدتى ايجاد كند ، ولى فارابى موفق به تأسيس مكتبى كامل گرديد . ابنسينا او را استاد خود مىشمرد و ابنرشد و ديگر حكماى اسلام نيز شاگرد او بودند و بهحق او را پس از ارسطو كه ملقب به معلم اول بود ، معلم ثانى لقب دادند . فارابى يكى از شارحان آثار ارسطوست . مشهورترين آثار فارابى از اين قرار است : مقاله اغراض مابعدالطبيعه ، رسالة فى اثبات المفارقات ، رسالة فى مسائل متفرقه ، كتاب تحصيلالسعاده ، كتاب السياسات المدنيه ، احصاء العلوم ، رسالة فىالعقل و كتاب آراء اهل المدينه الفاضله . « 1 »
بسيارى از آثار فارابى تاكنون به زبانهاى مختلف ترجمه شده و به چاپ رسيده است . براى مثال ، فردريك ديتريسى « 2 » رسالة آراء اهلالمدينه الفاضله را به آلمانى ترجمه كرد و مقدمهء مفصلى بر آن نگاشت . وى متن هشت رسالهء كوچك از فارابى را نيز با ترجمهء آلمانى به چاپ رسانيد كه از آن ميان رسالهء فصوصالحكم از همه مهمتر است . اثر ديگر فارابى به نام رسالة فىالسياسه در مجموعهء « مقالات فلسفيه قديمه لِبعض مشاهير فلاسفهالعرب » در چاپخانه كاتوليكى بيروت به سال 1991 چاپ شد . كتاب احصاءالعلوم نيز در قرون وسطى با نام «
Scientiis
» ترجمه شد . نسخهاى از ترجمهء لاتينى اين كتاب - كه در كتابخانه اسكوريال موجود است - در سال 1932 در مادريد به چاپ رسيد . « 3 »
شيخالرئيس ابوعلىسينا در جوانى در حكمت شهرت يافت . او با آنكه وزارت امراى ديلمى در همدان و اصفهان و ساير مشاغل دولتى را عهدهدار بود ، اين امور وى را از تدريس و تأليفبازنداشت . حكمت ابنسينا بر خلاف مشهور تقليد صِرف نيست ، بلكه فلسفهء مشايى ( ارسطويىو نوافلاطونى ) است . كتابهاى الشِفا و النجاة او ، مهمترين مجموعه فلسفهء مشايى مسلمانان است . كتاب اشارات كه گويند از آخرين تأليفات مهم او بهشمار مىرود ، با بيانگرايشهاى عرفانى شيخ خاتمه مىيابد . اهميت فلسفهء ابنسينا در جامعيت اوست و توفيقى نيز كه در سازش بين تعليم فلسفه و دين يافته است ، ارزش ابتكارى دارد . وى در
هامش
( 1 ) . حنا الفاخورى و خليل الجر ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 397 و 398 .
( 2 ). Friedrich Dieterici .( 3 ) . ذبيحالله صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 193 .