تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
ابن‌اثير دربارهء اين خدمت بزرگ علمى مىگويد : در اين سال ، يعنى 467 ق نظام‌الملك و سلطان ملك شاه ، گروهى از بزرگان نجوم را گردآوردند و نوروز را اول نقطهء حَمَل قرار دادند و حال آنكه پيش از آن ، نوروز به زمان رسيدن خورشيد در نيمهء حوت مىافتاد و آنچه سلطان انجام داد ، مبدأ تقويم‌هاى ديگر شد و نيز در آن سال ، خيام رصدى براى ملك شاه درست كرد و در انجام آن گروهى از منجمان بزرگ گردآمدند كه آنها ابوالمظفر اسفزارى و ميمون‌بن نجيب واسطى بودند و سلطان در اين كار مالى عظيم خرج كرد و رصد داير بود ، تا اينكه به سال 485 هجرى سلطان درگذشت و رصد نيز باطل شد . « 1 » پيشواى علم هيئت در قرن هفتم هجرى ، خواجه نصير طوسى ( ف 672 ق ) است . پس از آنكه مغولان بغداد را تسخير كردند و خلافت عباسى به سال 656 هجرى منقرض گرديد ، هلاكوخان يك سال بعد رصدخانه‌اى در مراغه ايجاد كرد و رياست آن را به خواجه نصير طوسى سپرد . خواجه نصير گروهى از علماى فلك را در مراغه گرد آورد كه از آن ميان محيىالدين القرطبى اندلسى مغربى ، مؤيدالدين عُرضى دمشقى ، فخرالدين خلاطى تفليسى و نجم‌الدين على عمر - معروف به كاتبى قزوينى - شهرت بيشترى دارند . به احتمال ، خواجهء طوسى بعدها از دو جوان دانشمند و نامدار ديگر ، يعنى قطب‌الدين شيرازى ( ف 710 ق ) و كمال‌الدين فارسى ( ف 720 ق ) نيز بهره برد . « 2 » از ديگر شاهكارهاى نجومى ، زيج الغ بيگ « 3 » است . وى در رصدخانه سمرقند ، به همراه صلاح‌الدين رومى و غياث‌الدين كاشانى به تصحيح رصدهاى يونانى پرداخت . اينان چون در آن رصدها اختلاف زيادى يافتند ، به رصدهاى جديدى اقدام نمودند كه از سال 827 تا 839 هجرى
هامش
( 1 ) . عزالدين بن اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 10 ، ص 98 . ( 2 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 310 و 311 . ( 3 ) . الغ بيگ فرزند شاهرخ ميرزاست كه پس از فوت پدرش به سلطنت رسيد . مدت دو سال اول سلطنت او در زد و خورد با برادران و فرزندانش - كه مدعى سلطنت بودند - گذشت ، ولى سرانجام در سال 853 هجرى به‌دست پسرش عبداللطيف - كه در بلخ قيام كرده بود - اسير و كشته شد . الغ بيگ سمرقند را پايتخت خويش ساخت و در آنجا مجمعى برپا كرد و عالمان و اديبان را گردآورد . او را فردى اديب و مورخ و فقيه ، عالِمى فلكى و اميرى دوستدار عمران و آبادانى دانسته‌اند .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 63 | شهاب الدين دميرچى