اصلاين زيجها باقى نمانده ، ولى آثار ديگر او از قديم به زبان لاتين ترجمه و بهكرات چاپشده است . « 1 »
از ديگر دانشمندان نامى هيئت در آن زمان مىتوان به حنينبن اسحاق مترجم مشهور ، و ثابتبن قرة حرانى ، احمدبن كثير فرغانى ، سهلبن بشر و محمدبن عيسى ماهانى اشاره داشت . ابو عبدالله محمدبن جابر معروف به بتانى صابى ( ف 317 ق ) دانشمند نامدار هيئت ، زيجى تنظيم كرد كه آن را زيج صابى مىخوانند . وى از سال 264 تا 306 هجرى مشغول تنظيم رصد خود بود ، تا اينكه در سالهاى پايانى توانست كواكب را در آن تثبيت كند . « 2 »
بتانى با تأليف زيج ، در گسترش هيئت و نجوم اسلامى سهم بسزايى دارد . وى حركت نقطهء اوج آفتاب را كشف كرد و برخى اقوال بطلميوس را در اين باب ، نقد و اصلاح نمود . ملاحظات او در باب خسوف ، بعدها راهنماى دانتورن « 3 » ( از دانشمندان قرن هجدهم اروپا ) شد تا در محاسبات خويش از آن بهره گيرد . بتانى براى مسائل مربوط به مثلثات كروى ، راهحلهايى يافت كه رجيومانتوس ( 1476 م ) از آنها استفاده نمود . دانشمندانى چون نالينو و كارادوو تا حدى كارهاى مسلمانان را در نجوم و رياضيات مورد ارزيابى قرار دادهاند . اين ميراث علمى عظيم مسلمانان ، از حيث گستردگى و دقت موجب اعجاب است . « 4 »
در ميان آثار مهم نجومى مسلمانان ، كتب زيج اهميتى ويژه دارد كه برخى از آنها در دقت رياضى شاهكار است ؛ مانند صورالكواكب عبدالرحمن صوفى ( ف 376 ق ) و زيج ابنيونس صَفَدى ( ف 399 ق ) كه شايد بزرگترين منجم اسلام باشد . از آنجاكه ابنيونس زيج خود را به نام الحاكم بامرالله ( خليفهء مصر ) ساخت ، زيج وى حاكمى خوانده شد . « 5 » فاطميان مصر بر روى جَبَل « مُقَطم » در شرق قاهره رصدخانهاى براى ابنيونس بنا كردند و او نيز در آنجا از
هامش
( 1 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 67 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 613 ؛ بنگريد به : جمعى از نويسندگان ، زندگينامهء علمى دانشمندان اسلامى ، ج 1 ، ص 257 و 258 .
( 3 ). Dunthorn .( 4 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 67 و 68 .
( 5 ) . همان ، ص 68 .