تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
سال 380 تا 397 هجرى به رصدهاى زيادى پرداخت . « 1 » در قرن‌هاى چهارم و پنجم هجرى ، برخى چون ابوالوفاى بوزجانى و ابوريحان بيرونى برخاستند كه هر يك در هيئت ، تحقيقات مهمى انجام دادند . ابوريحان بيرونى ( ف 440 ق ) در فلك و رصد افلاك ، شهرت بسيار دارد . يكى از كتاب‌هاى معتبر او القانون المسعودى فىالاهيئة والنجوم است كه در آن حركت روزانهء كره آسمانى به دور زمين و همچنين عُروض يا ظهور و پيدايش بلاد ، صورة الارض و سمت قبله و اوضاع شهرها يا كشورهاى مشهور را به‌تفصيل آورده است . « 2 » بيرونى نخستين كسى است كه تسطيح كره را استنباط نمود و آن را در آثارالباقيه شرح داد . وى علوم يونانى را به هندى ، و حكمت هندى را به عربى نقل كرده است . بيرونى به هند رفت و سال‌ها در آنجا اقامت گزيد . او با حمايت سلطان محمود غزنوى توانست با حكما و دانشمندان هندى ارتباط يابد و فلسفه و حكمت يونانى را به آنان انتقال دهد ؛ چنان كه خواجه نصير طوسى نيز علوم نجوم را به مدد هلاكو در ميان مغولان ، و عمر خيام نيز هيئت را در بين سلجوقيان رواج داد . « 3 » در سال 467 هجرى عمر خيام نيشابورى - شاعر نامدار و دانشمند بزرگ ايرانى كه از نوابغ رياضى و از علماى فلكى اسلامى است - براى ايجاد رصدخانه جديدى در شهر رى دعوت شد تا تقويم فارسى را اصلاح كند . توضيح اينكه در آن هنگام سال پارسى از دوازده ماه تشكيل مىشد كه هر ماه نيز سى روز بود و پس از آن ، پنج روز خالى مىماند كه آن را عيد مىگرفتند و به اين ترتيب سال در 365 روز تمام مىشد . عمر خيام به همراهى برخى از رياضىدانان ديگر همچون عبدالرحمن خازنى ، اسفزارى و ميمون‌بن نجيب واسطى ( ف 518 ق ) اين تقويم را اصلاح كرد ، ولى روايات در مقدار خطايى كه در آن باقى ماند ، مختلف است . « 4 »
هامش
( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 308 . ( 2 ) . همان ، ص 309 . ( 3 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 612 و 613 . ( 4 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 309 و 310 .