تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
خراج و شناخت راه‌ها و مسافت‌هاى ميان آنها آمده است . اين اثر در سال 1306 هجرى به اهتمام دُخويه « 1 » با ترجمهء فرانسوى آن به چاپ رسيد . « 2 » از ديگر دانشمندان علم جغرافيا ، ابن‌رسته است ( ف 291 ق / 903 م ) است . او مىگفت : « خداى عزوجل ، فلك را چون كرهء دوار اجوفى آفريد . زمين نيز كروى است و در جوف فلك جاى دارد . » دليل او بر اين مدعا چنين بود : « طلوع و غروب خورشيد ، ماه و ديگر كواكب درسراسر زمين در يك زمان نيست ، بلكه طلوع آنها در سرزمين‌هاى مشرق ، قبل از غروب آنها در سرزمين‌هاى مغرب است و اين معنا در مورد حوادثى كه در اجرام اتفاق مىافتد ، آشكارتر مىگردد . مثلًا خسوف در يك لحظه اتفاق مىافتد [ و ] در نواحى مختلف ، وقت آن اختلاف پيدا مىكند ؛ به‌طورىكه اگر در دو شهر شرقى و غربى رصد شود و خسوف در شهر شرقى در ساعت سه نيمه شب باشد ، در شهر غربى در كمتر از سه ساعت از شب - به قدر مسافت ميان دو شهر - خواهد بود . » يكى ديگر از آثار ابن‌رسته ، الأعلاق‌النفيسه است . « 3 » از ديگر جغرافيادانان آن زمان مىتوان به ابن‌حوقل اشاره كرد كه كتابى به نام المسالك والممالك نيز نگاشته است . ابن‌فقيه همدانى ، مقدسى و مسعودى نيز كتاب‌هايى در جغرافيا تأليف كرده‌اند . در آغاز ، تأليفات جغرافيايى دانشمندان به‌شكل قاموس و به ترتيب حروف الفبا بود كه مشهورترين آنها معجم‌البلدان ياقوت حموى ( ف 626 ق ) است . « 4 » مسلمانان با سير و سفر به كاوش‌هاى علمى نيز مىپرداختند . براى مثال ، ادريسى سرچشمه‌هاى نيل را كشف كرد و ابوريحان نيز در جغرافيا نظرياتى را مطرح نمود . اثبات كرويت زمين نيز از شاهكارهاى جغرفىدانان مسلمان است . ابن‌خرداذبه ( ف 271 ق )
هامش
( 1 ). De Goeje .( 2 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 362 . ( 3 ) . حنا الفاخورى و خليل الجر ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 365 و 366 ؛ بنگريد به : حسين قره‌چانلو ، جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ، ج 1 ، ص 30 . ( 4 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 508 و 509 .