فرونشستن سيل ويرانگر مغول ، صدها دانشمند از گوشه و كنار سرزمين اسلامى برخاستند و تأليفات و آثارى از خود بر جاى نهادند . « 1 »
تمدن اسلامى و شكوفايى علوم و فنون در شرق
با طلوع اسلام ، مسلمانان در تمامى سرزمينهاى اسلامى در پرتو تعاليم اين دين آسمانى به پيشرفتهايى بس شگرف نايل آمدند و در اين راه خدماتى بسيار كردند . حال به برخى از رشتههاى علوم و فنون ( بهجز علوم پزشكى ) در تمدن اسلامى اشاره مىكنيم :
الف ) تاريخ
نخستين مايههاى انگيزهء تاريخنگارى در دورهء اسلامى را بايد در قرآن و حديث جستجو كرد ؛ چراكه اشارات تاريخى آن به اقوام پيشين ، گذشته از مبانى اخلاقى و فوايد آن ، انگيزهاى قوى براى مسلمانان گرديد تا دربارهء اين اشارات ، آگاهىهاى بيشتر و دقيقترى بهدست آورند . هنگامى كه عرب با گشودن سرزمينهاى وسيعى از دره سند تا مصر و آفريقا ، با زبان و فرهنگ و دين اقوام ديگر - بهويژه ايرانيان كه پيشينه تاريخنگارى كهنى داشتند - آشنا شد ، تحت تأثير تاريخ و فرهنگ اين اقوام قرار گرفت و از اينسو قرآن و اسلام و سيرهء نبوى نيز بر نومسلمانان سخت مؤثر افتاد . بدينترتيب ، اين عوامل سبب تقويت شعور تاريخى مسلمانان و علاقهء آنها به جمعآورى اخبار و اطلاعات گرديد .
تاريخنگارى به مفهوم خاص از قرن دوم هجرى آغاز شد ، گرچه بسيارى از اين كتابها را اخبار مىناميدند . براى مثال ، الأخبارالطوال ، نوشتهء ابوحنيفه احمدبن داوود دينورى ( ف 282 ق ) از كهنترين تاريخنامههاى عمومى مختصر تا پايان عصر معتصم ( ف 227 ق ) خليفهء عباسىاست . « 2 » تا نيمهء قرن سوم هجرى كتب مسلمانان محدود بود ، اما از آن زمان به بعد تدوين تاريخ عمومى ملل قديم و جديد آغاز شد كه مهمترين آنها كتاب تاريخ ابنواضح
هامش
( 1 ) . محمدجواد مشكور ، تاريخ ايران زمين از روزگار باستان تا عصر حاضر ، ص 240 .
( 2 ) . سيد صادق سجادى و هادى عالمزاده ، تاريخنگارى در اسلام ، ص 118 ؛ بنگريد به : مرتضى مطهرى ، خدمات متقابل اسلام و ايران ، ج 2 ، ص 514 .