ابوالقاسم خلفبن عباس زهراوى ( 404 ق ) شهرتش را وامدار كتاب خويش ، التصريف لمن عجز عنالتأليف است . وى در اين اثر از برخى مسائل جراحى آن عصر همچون داغكردن زخم ، تجزيهء سنگ در داخل مثانه و لزوم تشريح جسم مرده و زنده سخن گفته است . قسمت مربوط به جراحى را ژراردُ كرمونى به لاتين ترجمه كرده كه به سال 1497 ميلادى در ونيز ، به سال 1541 در بال و به سال 1778 در آكسفورد ، چاپ رسيده است . « 1 » التصريف تا چند قرن كتاب درسى علم جراحى در مدارس « سالرنو » و « مونپليه » و ديگر مدارس قديمى اروپا بود . در اين كتاب تصاويرى از ابزارهاى جراحى مسلمانان نيز ديده مىشود . « 2 »
ابوالقاسم زهراوى در قرون وسطاى اروپا ، كيفيت خُردكردن سنگ كليه را توصيف نمود ، گرچه اروپاييان آن را از اختراعات جديد شمردهاند . كتاب ارزشمند وى دربارهء جراحى مشتمل بر سه باب است : باب اول دربارهء سوزاندن و داغ كردن و باب دوم درخصوص عملياتى است كه بايد در آن از چاقوى جراحى استفاده كرد . در اين باب ، از جراحى دندان ، چشم و فتق و همچنين از زايمانهاى غيرطبيعى و بيرون آوردن سنگ كليه سخن مىرود . باب سوم نيز دربارهء شكستن و جا انداختن استخوانهاست و با اينكه در تقسيمبندى كاملًا دقت نشده ، دستورهاى عملى او بهغايت دقيق و متقن است . « 3 »
كتاب التصريف بر سه بخش است : طبى ، صَيدَلى ( داروشناختى ) و جراحى . زهراوى در اين كتاب ، خنثىنمودن جراحتها و پاككردن آنها را با داغ نهادن ( كَى ) و يا « قوابض » ، « 4 » شرح مىدهد و درباره جراحت چشم و گوش و دندان به تفصيل بحث مىكند . او كيفيت شكستن سنگ مثانه و نيز طريقهء مامايى را بيان مىدارد و تأكيد مىكند كه پزشكان در دروس طبى خود بهشدت نيازمند تشريح اجسام زنده و مردهاند تا ريزهكارىها و تركيب اندامهاى بدن را دريابند . « 5 »
هامش
( 1 ) . فيليپ خليل حِتى ، تاريخ عرب ، ص 738 .
( 2 ) . همان ، ص 739 .
( 3 ) . گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 611 و 612 .
( 4 ) . مواد تلخ و گزندهاى كه باعث جمع شدن و بههم پيوستن زخمها مىشود .
( 5 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 224 و 225 ؛ بنگريد به : عمر فروخ ، تاريخ العلوم عندالعرب ، ص 281 و 282 .