عدمسازگارى روحى و طبيعى ميان زن و مرد مىداند . هرگاه زن و شوهرى در اين نوععقيمى از هم جدا شوند و هر يك همسرى ديگرى برگزينند ، امكانِ داشتن فرزندان راخواهند داشت . « 1 »
ابنسينا در مقولهء ورمهاى خبيثه ( سرطان ) سخنى مىگويد كه در روزگار ما نيز پذيرفتنى است : يگانه راه درمان اين ورم ، جراحى آن در دورههاى نخستين اين بيمارى است . قطع ريشهء آن بايد عميق و وسيع باشد ، ولى اين كار بهتنهايى كافى نيست و طبيب بايد پس از قطع ريشه نيز همهء قسمتهاى باقى را عقيم سازد ، اما شفا صددرصد نيست . « 2 »
طرز نسخهپيچى جالينوس كه پيچيده و درهم بود ، در بسيارى از موارد بهدست ابنسينا به روشى ساده بدل گرديد . وى در كتاب قانون تأثير دستكم 760 دارو را بازمىگويد كه همهء آنها جزو علوم گياهشناسى و داروسازى اروپا گرديد . بسيارى از اين گياهان نيز با نامهاى عربى به اروپا آمد ؛ مانند عنبر ، دارچين ، زعفران ، چوب صندل ، سنا ، كافور ، تمرهندى ، عود ، حشيش ، خُلنجان و جوزالطبيب . « 3 »
شيخ بهايى در كشكول خويش نُه نفر از شارحان قانون ابنسينا را نام مىبرد : عزالدين الرازى ، قطب الدين المصرى ، افضلالدين محمدالجوينى ، ربيعالدين عبدالعزيز بن عبد الجبار الچلبى ، علاءالدين ابن ابىالحزم القرشى معروف به ابنالنفيس ، يعقوببن اسحاق الطبيب المسيحى معروف به ابنالقف ، يعقوببن اسحاق السامرى ، هبة الله اليهودى المصرى و نيز المولى الفاضل مولانا قطبالدين العلامه الشيرازى . « 4 »
از ويژگىهاى بوعلىسينا ، ايمان عميق و توكل و توسل اوست ؛ چنان كه نوشتهاند : او هرگاه به مسئله دشوار و مبهمى برمىخورد ، وضو مىگرفت و به مسجد مىرفت و دعا و مناجات مىكرد تا خداوند او را به درك مطلب كمك كند و مشكلات را بر وى آسان گرداند . « 5 » وى در
هامش
( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 226 و 227 .
( 2 ) . همان ، ص 227 .
( 3 ) . زيگريد هونكه ، فرهنگ اسلام در اروپا ، ص 331 .
( 4 ) . حسن حسنزاده آملى ، طب و طبيب و تشريح ، ص 66 و 67 ؛ بنگريد به : شيخ بهايى ، كشكول ، ص 499 .
( 5 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 215 .