زندگى استاد ادامه داد . از اين گزارش مىتوان دريافت كه زندگى وى بس ناآرام و پرماجرا بوده و شگفت آنكه با اين همه فراز و فرود ، آثارى بزرگ نيز آفريده است . « 1 »
انديشههاى والاى بوعلى بر همهء حكماى اسلامى زمان او تأثير نهاد ؛ آنگونه كه كتابهايش در طب و فلسفه مورد بحث و شرح قرار گرفت . آوازهء بوعلى ، طالبان علم و حكمت را از هر سو به همدان كشاند و وى شاگردان بسيارى تربيت كرد . آثار گرانسنگ ابنسينا چنان محور بحث انديشمندان شد كه پس از چندى مركز فلسفه و طب از بغداد به ايران انتقال يافت . « 2 »
ابوعلىسينا را درواقع مىتوان حكيمى شرقى دانست . كسانى كه بوعلى را پزشكى بيش نمىدانند ، در شناخت و شناساندن شخصيت وى به خطا رفتهاند . اگر به علومى كه او طبقهبندى نموده و يا به مقدمه كتاب ارزشمند قانون بنگريم ، درخواهيم يافت كه چگونه عناصر مختلف حكمت طبيعى و حكمت اولى در انديشهء بوعلى درهم آميختهاند . « 3 »
ابنسينا هيچگاه از مطالعه و تحقيق بازنمىايستاد و چهبسا وقتى كه خواب بر او غلبه مىيافت ، در عالم رؤيا به حل مسائل علمى و فلسفى نايل مىآمد . گفتهاند كه چون كتاب مابعدالطبيعه ارسطو را بهدست آورد ، از درك مطالب آن عاجز ماند و چنان كه خود گويد ، بيش از چهل بار آن را خواند تا از بر شد ، ولى مشكلات آن بر او گشوده نگشت . روزى به هنگام عصر به دكان كتابفروشى رفت . مردى كتابى به او عرضه كرد و با آنكه چندان مايل به خريد آن نبود ، كتاب را به سه درهم خريد . اين كتاب همان اثر فارابى اغراض مابعدالطبيعه لارسطو بود كه چون آن را خواند ، حل همهء مشكلات خود را در آن يافت . « 4 »
فهرست كتابهاى ابنسينا از اين قرار است : المجموع يك جلد ، الحاصل والمحصول بيست جلد ، الانسان بيست جلد ، البر والاثم دو جلد ، الشفا هجده جلد ، القانون چهارده جلد ، الارصادالكليه يك جلد ، الموجز يك جلد ، النجاه سه جلد ، الهدايه يك جلد ، القولنج يك جلد ،
هامش
( 1 ) . مرتضى مطهرى ، خدمات متقابل اسلام و ايران ، ج 2 ، ص 548 .
( 2 ) . بنگريد به : همان ، ج 2 ، ص 549 - 551 .
( 3 ) . مهدى فرشاد ، تاريخ علم در ايران ، ج 2 ، ص 693 .
( 4 ) . حنا الفاخورى و خليل الجر ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 451 .